مستان همای

کنسرت پرواز همای و مستان در فستیوال مقام آذربایجان-باکو

 

کنسرتِ پرواز همای و گروه مستان در فستیوال « مُقام»  باکو، آذربایجان
پرواز همای و گروه مستان روز 15 مارچ 2013 / 25 اسفندماه 1391 در کشور همسایه، آذربایجان در فستیوالِ « مُقام»  به اجرای کنسرت خواهند پرداخت.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 22:28  توسط صمصامی  | 

مستان و همای در اروپا در سال2012-1391

 

گزارشی از کنسرتهای مستان و همای در اروپا و مروری بر آلبوم   دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید:

با  درود  به تمام  هوداران گروه  مستان و سپاس از  حمایتهای همیشگی‌ شما و پوزش از اینکه دیر گاهی‌ هست که در  وبلاگ چیزی  ننوشته بودیم.

یک سال و نیم بود  که در اروپا  برنامه‌ای اجرا نکرده بودیم ، در ۴ سال گذشته برنامه‌های گوناگونی را در کشور‌های مختلف اجرا کرده بودیم و خیلی‌ خسته بودیم و من پس از تور ۲۰۱۱ آمریکا تصمیم گرفتم که کمی‌ استراحت کنم  و در این فاصله بیشتر روی  صدا و آهنگ سازیها و سروده هایم کار کنم ،

بنابراین سوژه‌ای که چند سال بود در نظر داشتم را انتخاب کردم و بر اساس آن آلبوم  دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید  را ساختم،

 

 

بی‌ ساغرو پیمانه و دلدار نشاید      پیمانه بباید زد‌‌و تردید  نباید

بر دلبر دیوانه بگوئید  بیاید         دیوانه چوو دیوانه ببیند خوشش آید

هنگام به کوی داره میخانه گذار است    می نوش جهان از قدح عشق خمار است

بر ساقی دیوانه بگو رخ بنماید        دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

ای مدعیانی که به دنبال خدایید         معشوق همین‌جاست کجایید  بیایید

ساقی‌ گره از کار شما  باز گشاید        دیوانه چوو دیوانه ببیند خوشش آید

هر تاج گرانمایه و هر تخت نپاید         ‌ای زاهد دیوانه بیندیش که شاید

دیوانه‌ای از چنگ تو تاجت برباید          دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

 

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید جمله ی زیبایی بود که همیشه همه ی  ما شنیده بودیم و گاهی‌ هم وقتی‌ دوستان را می‌دیدیم در حالتهای گوناگون به هم این جمله را می‌گفتیم ، من از این استفاده کردم و سروده و آهنگی را ساختم که فکر می‌کنم یکی‌ از بهترین چامه‌هایی ست که در این چند سال ساختم.

 

 

سروده‌ی دیگری ساختم تا بتوانم پیش از این آهنگ به  آواز بخوانم:

یک حال  پریشانی  مبهم دارم        می‌‌خندم  و کوله باری از غم دارم

در چهره بسی‌ شادم و در دل‌ انگار      یک کوه ز غصه‌های عالم دارم

با این همه غم که بر دلم ریخته اند      یک جام شراب ارغوان کم دارم ...

 

این سروده شاید زبان حال خیلی‌ از آدم‌هایی باده که من این روزها میشناسم یا میبینم.

 

 

از آنجایی که همیشه دوست دارم ادامه دهنده سبک سهراب در چکامه سرائی نو باشم ، یک سروده‌ی دیگر ساختم تا در کنار این آهنگ‌ها بخوانم:

خدا در روستای ماست

خدا در روستای ما کشاورز است

خدا را دیده‌ام با کارگر‌ها مهر را می‌‌کاشت ،  ایمان را درو میکرد

خدا با باد می‌رقصید

و بر روی چمن‌ها میدوید و میدوید از روی شالیزار

خدا با ابر می‌‌گریست اشکهایش را تهی میکرد روی کشت زار روستای ما

خدا با کدخدای روستای ما برادر نیست

که او از آبشار کوه‌های روستا جاریست

کنار چشمه ی پاکی

من او‌را دیده‌ام با دست‌های ساده و خاکی

خدا هم همچو دیگر مردمان روستا از کدخدا شاکی‌

خدا در روستای ماست

خدا در روستای ما کشاورز است

من از این روستای سبزو از این بوی شالی میشوم سر مست

خدا هر جا که بوی گندم و آب و علف باشد در آنجا هست

خدا در روستای ماست

خدا در روستای ما کشاورز است

 

 

 

این سروده  بیشتر از همهٔ آهنگ‌ها در کنسرت‌ها مورد علاقهٔ مردم  بود و خودم نیز از خواندن این آهنگ خیلی‌ لذت میبردم ، چرا که  وقتی‌ روی صحنه بودم تمام خاطرات دوران کودکیم را در شالیزارهای زادگاهم به یاد میاوردم و میخواندم ، درست وقتی‌ که با پدر و برادر‌ها برنج‌ها را درو میکردیم و مادرم از راه میرسید و برایمان آب یخ میاورد ...

خدا هر جا که بوی گندم و آب و علف باشد در آنجا هست...

 

آهنگ دیگری ساختم با نام "   ز من یاد کنید" :

این گونه اگر رفتم از این خاک ز من یاد کنید

هر جا که پرنده‌ای بشد در قفس آزاد کنید

هر جا که دلی‌ شکسته دیدید ز غم شاد کنید

هر جا به خرابه‌ای رسیدید آباد کنید

این گونه اگر رفتم از این خاک ز من یاد کنید

آن دم  که دو پیمانه  پر از باده کنید

آن دم که سریع به مهر و سجاده کنید

یادی هم از این عاشق دلداده کنید

آن دم که دلم در عطسه افتاد کنید

این گونه اگر رفتم از این خاک ز من یاد کنید

در میکده‌ای که باده اندوخته ام

آتشکده‌ای که آتش  افروخته ام

نی‌‌ مسجد و نی‌‌ صومعه نی‌‌ کعبه و دیر 

در مدرسه که دانش آموخته ام

در گرد هم آیید و مرا شاد کنید

 

این سروده  آرزوی من پس از مرگ هست که تقدیم کردم به یکی‌ از بهترین دوستانم  که همیشه یارو همدم من بودند و حامی فرهنگ هنر ایران، یقین دارم که خیلی‌‌ها دوست  دارند که پس از مرگ این‌گونه از آنها یاد بشود و  من این آواز را از زبان آنها خواندم.

 

من مست و پریشان و خرابم که خرابم

پیمانهٔ دیگر بده از آتش و آبم

من تشنه یک بوسهٔ نابم که خرابم

بیدار کن اینگونه ز خوابم که خرابم

بیدار کن از خوابم و در آتشم انداز

بگذار چو خورشید به روی تو بتابم

ای چشم تو پیمانه ای از جام شرابم

پیمانهٔ دیگر بده از آتش و آبم 

من مست و پریشان و خرابم که خرابم

 

 

این سروده  با کمانچه ی زیبای علیرضا مهدی زاده  در فاصله ی پنجم دستگاه اصفهان به آواز اجرا  میشد و پس از آن آهنگ زبان نگاه با سروده‌ای از استاد هوشنگ ابتهاج آغاز می گردید ،این یکی‌ از زیباترین آهنگ‌های عاشقانه‌ای هست که تا کنون ساختم و این سروده  یکی‌ از شاهکار‌های عاشقانه ی  استاد هست که پیشتر‌ها استاد بیژن بیژنی آن را با آهنگی در ماهور به همراهی ارکستر بزرگ خوانده بودند و من نیزدر مایه اصفهان با  حال و  هوای دیگری  اجرا کردم.

 

 

آهنگ "آفتاب"  یک آهنگ عاشقانه اما اجتماعی- مذهبی‌ هست که با تضمینی  از یه خط از سروده ی  جامی  سرودم و کنسرت را همیشه با این آهنگ آغاز می‌کردم چرا که در وزن و حال و هوای پر آشوب اجرا میشد و بهترین گزینه برای آغاز بود :

ای که چون رخ می‌‌نمایی آفتاب آید برون

آنچنان مستی که از چشمت شراب آید برون

گیسوانت خود حجابی بر نگاهت می‌کشد

وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون

آنکه می‌گوید خراب است آنکه گیسویش رهاست 

گیسوانت را رها کن تا  خراب آید برون

آنکه می‌گوید صبوری کن بهشت از آن ماست

هر کجا رخ می‌‌نمایی با شتاب آید برون

زاهد از اندوه رسوای به رخ دارد نقاب

ور نه پیش دیگران خود بی‌ نقاب آید برون

گویا در خواب غفلت مانده اند اصحاب کهف

پس تو رخ بنما که این عالم ز خواب آید برون

ای که چون رخ می‌‌نمایی آفتاب آید برون

آنچنان مستی که از چشمت شراب آید برون

 

تمام آنچه که نوشتم آهنگایی بود که در بخش  نخست کنسرتها اجرا میشد  و در بخش دوم کنسرتها  نیز آهنگ‌های تازه ا‌یی هستند که برای نخستین بار در برنامه ها  اجرا شدند که درباره ی اوآنها هم در پستی دیگر به شکل کامل‌ خواهیم گفت ،

پخش آلبوم "دیوانه چوو دیوانه ببیند ..."  همزمان با کنسرتها در اروپا آغاز شد  و کسانی‌ که دوست دارند این آلبوم را داشته باشند می‌توانند از سایت سی‌دی بیبی آنلاین خریداری کنند .

 

 

 

 

 

ما هنوز امیدوار هستیم که دوباره بتوانیم در ایران برایتان کنسرت بگذاریم و اجازه ی اجرای برنامه را بگیریم و بتوانیم آلبومها را پخش کنیم تا به دست هم میهنانمان در ایران هم برسد ،به امید آن روز هستیم .

 

                                                                  با آرزوی بهترینها  -  پرواز همای

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 22:33  توسط صمصامی  | 

تور 2011 آمریکا و کانادای همای و گروه مستان

 

تور امسال آمریکا و کانادا سرشار از تجربه ها و خاطره های خوب و اجراهای موفق و بی نظیری بود که در طول این سالها که سفر می کردیم کمتر تجربه کرده بودیم. ما از تور اروپا با 6 نفر کنسرتها را آغاز کرده بودیم و امسال با رنگی تازه و متفاوت تر از سالهای گذشته آهنگها را اجرا کردیم.

نی ، سنتور ، دف ، تمبک ، کمانچه و سه تار سازهایی بودند که امسال در گروه مستان به کار رفته بودند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من دو ماه پیش از آغاز تور برای پشت سر گذاشتن یک دوره ی پیشرفته آواز اپرا به تورنتو سفر کردم و تکنیکهای تازه ای ازخواندن و آواز آموختم که هیچ گاه در آواز ایرانی وجود نداشت.

10 اکتبر از تورنتو به آمریکا رفتم ، اما متاسفانه خبر بدی به من رسید که روند ویزای دوستان عزیزم علیرضا مهدیزاده و محمود نوذری عقب افتاده و به احتمال زیاد به کنسرتهای آمریکا نحواهند رسید ؛ بنابراین باید فکر تازه ای میکردم و دو نفر را از آمریکا یا کانادا جایگزین میکردم. بلافاصله با دوست قدیمی و خوبم مهدی باقری تماس گرفتم و از او دعوت کردم تا به کمک ما بیاید ، که او هم عاشقانه به ما پیوست و از طرفی در تورنتو با نیما رحمانی دوست دیگرم تماس گرفتم که اوهم به مهر پذیرفت و به ما پیوست.

 

 

 

 

تمرینها را از 5 روز پیش از آغاز کنسرتها هر روز در لس آنجلس آغاز کردیم و پاشا و اسفندیار و سحاب هم از آلمان رسیدند و ما برای اجراها آماده شدیم و از روز 16 اکتبر در فورد تاتر لس آنجلس به روی صحنه رفتیم. پس از چهار سال تصمیم داشتم امسال با ارائه دادن آهنگهایی تازه به شیوه سروده ها و آهنگهای ملاقات با دوزخیان برگردم.

در بخش نخست با آهنگهای یار فرخ پی ، مه پاره ، آفتاب ، مجنون شیدا و بانوی ایرانی و  دو غزل از محمد سلمانی توانستیم درباره ی آنچه که در هزار سال گذشته بر زن ایرانی گذشته ، پیامی نو به مردم برسانیم.

در بخش دوم با آهنگهای این چه جهانیست ، برو زاهد ، مردم آزاری مکن ، گویند که دوزخی بود ، مست مستم و سرزمین بیکران ، بهترین اجرای چند سال گذشته را به روی صحنه ببریم.

  همه ی مستانیها حتی مهدی باقری و نیما رحمانی عزیز که تازه به ما پیوسته بودند ، در بخش نخست با تکنوازی در دستگاه اصفهان و دشتی بسیار خوش درخشیدند ؛ با وجود آنکه این دو عزیز کار بسیار سختی بر دوش داشتند ، چرا که باید جای محمود نوذری و علیرضا مهدیزاده را که سالها در کنار من بودند را پر کنند و خوشحالم که در کنار من بودند در تور آمریکا.

پس از اجرای نخست در لس آنجلس به سن دیه گو ، دالاس و سن فراسیسکو رفتیم و گروه به بهترین حس و حال خود رسیده بود. در بخش دوم کنسرت ، تکنوازی پاشا و هم نوازی سحاب و اسفندیار حس و حال بسیار خوبی به گروه بخشیده بود و مردم را از خود بیخود میکرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک سروده از ژولیده نیشابوری و یک سروده ی دیگر به نام قاضی از پروین اعتصامی اثر گذارترین آوازهای این کنسرت در دستگاه نوا بودند.گویا بسیاری نخستین بار بود که قصیده ی قاضی را از خانم پروین می شنیدند.

به نیویورک ، شیکاگو و واشنگتن دی سی رفتیم و کنسرتهای آمریکا را به پایان رساندیم.خبر رسید که ویزای علیرضا و محمود آمده است اما دیگر بسیار دیر بود و بنا شد که دوستان از برنامه شهر ونکوور به ما بپیوندند و پس از پایان تور آمریکا مهدی و نیما از ما جدا شدند و باز هم به خاطر این یاریشان و اخلاق حرفه ای و بسیار نیکویشان از ایشان سپاسگزاری می کنم و آرزو می کنم که باز در کنار هم باشیم.

از ونکوور علیرضا و محمود عزیز با ما بودند و پس از چهار جلسه تمرین به روی صحنه رفتیم . پس از آن به کلگری رفتیم و آنجا یک اتفاق نادر و عجیب رخ داد که همه در شگفت بودیم. از صبح آن روز باد بسیار تند و عجیبی در شهر می وزید که حتی شیشه های بسیاری از آپارتمانها شکسته و به خیابانها ریخته بود ، همه ی خیابانها را بسته بودند که ما حتی برای رفتن به تالار مشکل داشتیم ، مردم هم نمی توانستند به تالار بیایند ، نمی دانستیم چه کنیم ، آیا کنسرت برگزار میشود یا نه؟! ولی مجبور شدیم با حضور 300 نفر برنامه را یک ساعت دیرتر و بدون استراحت اجرا کنیم که خیلی کار سختی بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش دشوار کار ما در تورنتو هنوز پیش رو بود ، باید اپرا را در« روی تامسون هال» به روی صحنه می بردیم.

سلی و دریا دادور و رهبر ارکستر منتظر من بودند ، آقای مجلل نیز از سوئد به تورنتو آمده بود . یک جلسه با خواننده های کر و دو جلسه با ارکستر تمرین کردیم و دوم دسامبر برابر با یازدهم آذر ماه به روی صحنه رفتیم. بهترین اجرا از 5 اجرایی بود که داشتیم . آن شب دریا از همه بهتر بود و بسیار خوش درخشید . به او تبریک می گویم ، بسیار برازنده ی نقشش بود. سلی هم که سالها در تورنتو زندگی کرده بود این بار در برابر دیدگان همشهریانش احساس بسیار عجیبی در اجرای اپرا داشت و از او سپاسگزارم که هم انرژی بسیار خوبی به ما می داد و هم بسیار خوب برنامه را اجرا کرد. رهبر ارکستر کنسرت سمفونی تورنتوی آقای «کری استراتن » هم آن شب به خوبی کارش را انجام داد تا همه با هم اجرای خاطره انگیزی از اپرای عشق و عقل و آدمی برای مردم تورنتو به یادگار بگذاریم. بسیار خوشحال بودم چون همه ی مردم هم راضی بودند و از برنامه لذت برده بودند ؛ اگرچه خیلی خسته بودم ولی فردای آن روز به سرعت باید به شهر هالیفکس میرفتیم. نخستین بار بود که یک گروه سنتی به آنجا میرفت ، با یک اجرای خوب در شهر هالیفکس تور 2011 هم به پایان رسید. دوستان نازنین ما در هالیفکس خیلی به ما لطف داشتند و خاطرات بسیار شیرینی را به یادگار گذاشتند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  مستان کم کم به ایران باز میگردند و من هم اکنون در تورنتو این گزارش را می نویسم .

 

 

 

دو روز است که خبر تازه ای در رسانه ها پخش شده که گویا گروه مستان اجازه یافته که در ایران کنسرت داشته باشد که اگرچه خودم بیخبرم ولی امیدوار هستم که حقیقت داشته باشد تا بتوانم برای هم میهنان عزیزم پس از پنج سال کنسرت بدهم . از همه هواداران می خواهم تا آرزو کنند تا هرچه زودتر این خبر به حقیقت بپیوندد تا عاشقانه برایشان برنامه اجرا کنیم.

با آروز ی بهترینها

 

 

                                                                    پرواز همای – 8 دسامبر - تورنتو 

    

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 21:28  توسط صمصامی  | 

آغاز کنسرتهای همای و مستان در تور 2011 آمریکا و کانادا از لس آنجلس

 

نخستین کنسرت مستان در تور آمریکا در شب 16 اکتبر برابر با 24 مهرماه در فضای باز تالار  Ford Theaters  از مجموعه هالیوود بال در شهر هالیوود با استقبال همیشگی مردم برگزار شد . بدون شک این برنامه یکی از بهترین برنامه های چند سال گذشته ما بود و آنچنان حال و هوایی در برنامه حاکم بود که هم ما که روی صحنه بودیم و هم مردم حال عجیبی داشتند.

 

 

 

همای و مستان در اجرای لس آنجلس ۲۰۱۱

 

اجرای کنسرت در فضای باز حال و هوای دیگری دارد و خیلی ما را یاد کنسرت سال 1386 در کاخ نیاوران می انداخت ؛ آنجا چنین حال و هوایی داشتیم. اینجا یکی از بهترین مکانها برای اجرای برنامه است که  در شهر هالیوود و درست روبه روی فضای باز 15000 نفره  هالیوود بال قرار گرفته است. ما نخستین بار بود که در آمریکا کنسرت فضای باز اجرا میکردیم. با وجود اینکه فصل پاییز بود اما هوا در شهر لس آنجلس خوب بود و ما برنامه را به خوبی برگزار کردیم ؛ گرچه روی صحنه کمی سرد بود و کوک سازها را دچار مشکل میکرد اما حال و هوای برنامه آنقدر گرم بود که همه چیز به نیکی برگزار شد.

بخش نخست برنامه با نام « بانوی ایرانی » با اجرای دو غزل بسیار زیبا از محمد سلمانی آغاز شد . نخستین غزل با آغازی اینچنین : « وقتی خدا به هیات یک زن تو را سرود ... » و غزل دوم : « شب در طلسم پنجره ها وا مانده بود و من ... »  و در ادامه آهنگها و سروده های خودم به نامهای « یار فرخ پی » ، « مه پاره » ، « آفتاب » ، « مجنون شیدا » و « بانوی ایرانی » اجرا شد.

 

 

 

مستان و همای در اجرای لس آنجلس ۲۰۱۱

 

دو یار قدیمی مستان علیرضا مهدیزاده و محمود نوذری پس از کنسرتهای اروپا در حال استراحت و در کنار خانواده منتظر دریافت ویزای آمریکا هستند و از برنامه چهارم در شهر سن فراسیسکو به گروه خواهند پیوست. سینا جهان آبادی نیز که به تازگی همراه با سیمرغ در اروپا بود از آغاز اجراهای کانادا به مستان خواهد پیوست.

دو یار تازه وارد گروه مستان آقایان مهدی باقری نوازنده کمانچه و نیما رحمانی نوازنده سنتور هستند که در حقیقت در شب نخست بسیار خوش درخشیدند و بسیار مورد توجه و حمایت تماشاچیان قرار گرفتند.

 

 

همای و مستان در اجرای لس آنجلس ۲۰۱۱

 

بخش دوم برنامه با اجرای کامل سروده های من و تکنوازی پاشا هنجنی و هم نوازی سحاب تربتی و اسفندیار شاهمیر همراه بود  و من نیز برای نخستین بار در کنسرتها سه تار نواختم.

بخش دوم با آهنگ این چه جهانیست آغاز شد و با تکنوازی پاشا هنجنی آهنگ های تازه با نامهای « کلاهت را بکن قاضی » ، « می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن » ، سه سروده از خیام ، مست مستم ، هم نوازی تمبک و دف و در پایان آهنگ سرزمین بیکران ، برنامه پی گرفته شد و به پایان رسید.

من حس میکنم که اگرچه دوستان نازنینم در کنارم نبودند اما یکی از بهترین کنسرتها را اجرا کردیم ... جای محمود نوذری و علیرضا مهدیزاده خیلی خالی بود.

 

 

همای و مستان در اجرای لس آنجلس ۲۰۱۱

 

از هفته آینده برنامه های دیگر را اجرا خواهیم کرد و به شهرهای دیگر سفر می کنیم و بی شک گزارشهای دیگری از کنسرتها را در اختیار هوادارن خواهم گذاشت .

با آرزوی بهترینها ....

                                                           پرواز همای

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 14:2  توسط صمصامی  | 

گزارشی از اپرای عشق ، عقل ، آدمی به روایت پرواز همای و تصویر

 

پس از یک سال تلاش پیاپی برای نوشتن ادبیات و آهنگسازی اپرا و ماه ها تلاش شبانه روزی برای ارنجمان ارکستر سمفونی و سازها و آواز ایرانی ،  وقتی برای تمرین به اروپا میرفتم حال شگفتی داشتم و خیلی نگران بودم ، از طرفی خیلی دوست داشتم نتیجه ی تلاش های عاشقانه و تازه ترین کارم که باور دارم بهترین کارم هست رو ببینم و از طرفی چون نخستین بار بود که کاری برای ارکستر سمفونی می نوشتم ، نمی دانستم چه خواهد شد اما ایمان داشتم که میتواند روی مردم اثر بگذارد.

چند ماه از خانه بیرون نمی رفتم و شب و روز و زمان را از یاد برده بودم و اپرا را می نوشتم ، از سروده های حافظ و سعدی و عراقی و شهریار می خواندم و درس می گرفتم و به کارم ادامه می دادم.

من چاره ای نداشتم و باید این اپرا را برای ماه اردیبهشت آماده می کردم تا روی صحنه برود. چه شبها که بیدار بودم ، می نوشتم و اشک می ریختم بی اختیار ؛ گاهی پیامهایی به من الهام می شد که طاقت نوشتنشان را نداشتم .... و تنها انرژی بخش من برای نوشتن ، بازیهای کودکانه ی پسرهای کوچکم و همراهی همسر مهربانم و دوستانم در گروه مستان بود.

من به اروپا پرواز کردم و حتی در هواپیما نیز در حال نوشتن بخش پایانی اپرا بودم. علیرضا مهدیزاده همه ی کارهای ارکستر مستان  و سمفونی را هماهنگ می کرد و برنامه ی ارکستر و سفرها را . من نیز در کنار استاد علیرضا مجلل و سلی و دریا آماده بودیم برای تمرین.

ایده ی زیبای استاد مجلل کارگردان اپرا این بود که باید این اپرا را به شکل ساده و با استفاده از تکنیک تعزیه ایرانی اما با این پیام به شکلی تازه به روی صحنه ببریم.

تمرین ها پیاپی بود و من روز به روز خسته تر می شدم ، از بد روزگار دریا هم از 8 روز پیش از کنسرت بیمار شده بود و حتی نمی توانست در تمرین حاضر باشد و چاره ای نداشت جز اینکه کار را در ذهنش تمرین کند و بشنود. سلی عزیز نه تنها بسیار سر حال بود ، بلکه تلاش می کرد تا این حس را به من انتقال دهد و از طرفی استاد مجلل که با وجود مشکل دیسک کمر خودشان به سختی می توانستند سر پا باشند ، اما عاشقانه ما را هدایت می کردند.  من پیش بینی کرده بودم که این اپرا در اجرای نخست در دوسلدرف متولد خواهد شد و در اجرای  دوم به کودکی و در لندن به اوج جوانی خواهد رسید! 

به روز اجرا نزدیک می شدیم و نگرانی های من روز به روز بیشتر می شد ، هنوز صدای دریا بر نگشته بود و من هم خسته تر میشدم و از طرفی برای اینکه ارکستر سمفونی بتواند فضا و موسیقی ما را درک کند نیاز به زمان بیشتری داشتیم که ممکن نبود ، 2 تمرین با هم داشتیم ، یکی یک روز پیش از برنامه و دیگری در روز برنامه و باید با دو تمرین به روی صحنه می رفتیم.

سرانجام روز برنامه صدای دریا کمی برگشت و او با تمام احساسش به ما امید و انرژی داد تا از نگرانی در آمدیم اما دیگر تاب و توانی برای من نمانده بود ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گاه موعود رسیده بود و ما به روی صحنه رفتیم و برنامه را آغاز کردیم، پس از آغاز نخستین بخش اپرا ، با پخش صدای گریه نوزاد در حال تولد ، اپرای عشق و عقل و آدمی نیز متولد شد و دریا به دنبال کودک تولد یافته به روی صحنه رفت و با شنیدن صدای زیبای کمانچه ی علیرضا که ارکستر را همراهی می کرد ، اشک در چشمان همه ما حلقه زد .

 

 

 

 

 

 

در این اپرا انسان عاشق پای به عرضه هستی می گذارد  و به سوی آرمانها و آینده گام برمی دارد  و عشق در درونش به رنگ های گوناگون تجلی پیدا  می کند . کم کم عقل در وجودش شکل می گیرد و او را از راه رسیدن به آروزهای دوردست دور می کند اما انسان همیشه عاشق است و در برابر فرمان عشق سر فرود می آورد ، اما این عقل است که هراسی در دل انسان ایجاد می کند و مصلحت اندیشی را پیروزی انسان می داند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنگ میان عقل و عشق در درون انسان از کودکی تا پیری می تواند سرگذشت همه ی انسانها باشد و ما از روی صحنه ، این احساس را در چشمان همه ی مردم میدیدم. گویا آنقدر مردم خودشان را و گذشته ی خودشان را در این داستان مس دیدند که حتی به سختی نفس می کشیدند ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ما اجرای اول و دوم را پشت سر گذاشتیم و در لندن که مهمترین کنسرت بود به خواسته مان رسیدیم . گویا عشق و عقل و آدمی سرگذشت همه ی کسانی بود که در تالار بودند و من اشتیاق را در چشمان همه می دیدم. من به خواسته ی خودم رسیدم ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عشق گر خواهی بباید خویش را شیدا کنی

خویش را باید بسوزی  عشق را پیدا کنی

دردها باید کشیدن

رنج ها باید چشیدن

خویش را باید بسوزی  عشق را باید بسازی

 

 در این اپرا انسان برای رسیدن به آرمانهای خودش حتی از جان خویش می گذرد و از هیچ سختی ای هراس ندارد. انسان از پندهای مصلحت اندیشانه ی عقل می گذرد ، از هوس و ثروتها می گذرد ، از چشمان خودش می گذرد ، از عقل و برهان و سپس از جان برای رسیدن به عشق می گذرد و در لحظه ی پایان ، تنها عشق به انسان زندگی دوباره می بخشد و انسان در شکل پیامبری به همه ی مردمان جهان این پیام را می دهد :

 

من پیام آورده ام مردم  پیام آورده ام  پیام آورده ام

ای مردمان عاشق شوید

من نه از سوی خدایم

من نه زین عالم جدایم

من نه زان اهل ریایم

از شمایم مردمان عاشق شوید

من نه زرتشتم نه موسی

من نه فرعونم نه عیسی

من نه در غارم نه در مسجد  نه معبد  نی کلیسا

از شمایم مردمان عاشق شوید

همچو ابراهیم و مانی نیستم

من در عمری جاودانی نیستم

از زمینم ، آسمانی نیستم

از شمایم مردمان عاشق شوید

من عصا را اژدها هرگز نخواهم کرد

اژدهای دهر را باید عصا کردن

جان تک فرزند خود را بی بها هرگز نخواهم کرد

در میان آبها تنها رها هرگز نخواهم کرد

زان که جان خویش را باید فدا کردن

من پیام آورده ام مردم پیام آورده ام ای مردمان عاشق شوید

 

 

 

 

 

 

 استاد مجلل- دریا دادور- پرواز همای-والتر پروست- سلی

در اپرای « عشق عقل آدمی »

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 1:46  توسط صمصامی  | 

تمرین همای و گروه مستان با ارکستر سمفونیک به روایت تصویر

 

گزارش از تمرین های همای ، سلی ، دریا دادور و گروه مستان با ارکستر سمفونیک « سرزمین های پست » به رهبری والتر پروست برای اپرت « عشق و عقل و آدمی » در تور 2011اروپا به روایت تصویر .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همای،دریادادور،سلی،گروه مستان،والترپروست و ارکستر سمفونیک

درتمرین های اپرای « عشق و عقل و آدمی »

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 14:15  توسط صمصامی  | 

گزارش پایانی تورهای آمریکا و کانادای 2010 همای و مستان به قلم همای

 

با افتخار پس از ۳ ماه تلاش عاشقانه ، تورآمریکا وکانادای ۲۰۱۰ با کنسرت  در۱۵ شهر به پایان  رسید و  ما دوباره به میهن باز میگردیم .

اگر چه تور امسال  خودمون رو در لس آنجلس آنگونه  که دلمون  می‌خواست  آغاز  نکردیم ولی‌ پس از اجرای دومین برنامه در شهر« سانفرانسیسکو» به جایگاهی‌ که دلمون می‌خواست برگشتیم  و اجراهای  بسیار  دلنشینی رو پشت سر گذشتیم که حتی  بخش‌هایی از کنسرت سانفرانسیسکو به نامهای «مست مستم» و «از ماست که بر ماست» روی  اینترنت  در اختیارهوداران گذاشته شد. چرا که  با بودن  بهروز وثوقی در سالن همه ی  گروه  با حال بسیار خوبی‌  به نواختن میپرداختند و برنامه ی اون شب رو به ایشون هدیه کردیم و سالن که سرشار از هوادارن هر ساله ی ما بود احساس بسیار خوبی‌ رو به ما می بخشید.

 

 

 

 

 

همای و مستان در والت دیزنی هال لس آنجلس

 

 

عکس از ایرج یوسفی

 

پرواز همای در سانفراسیسکو

 

کنسرت سوم رو در شهر «سن دیه گو» مانند سالهای گذشته با همراهی هواداران خوبمون به خوبی‌ پشت سر گذشتیم . اونجا هم پشت صحنه ی کنسرت خیلی‌ دیدنی‌ بود، در حال استراحت میان برنامه بودیم که «بهرام  حصیری» و «بهزاد» دو خوانندهٔ خوب و قدیمی‌ به دیدن ما آمدن و کلی گفتیم و خندیدیم و با حال بسیار خوبی‌ دوباره  به روی صحنه رفتیم. روزهای  میان  هفته که برنامه نداشتیم همونطور که  در پست پیش  دیدید  به پرواز  با چتر در آسمان شهر  گذروندیم .

 

پرواز همای

عکس از سعید جلالی

 

گروه مستان

عکس از سعید جلالی

 

همای و گروه مستان در سن دیه گو

 

 

بهرام حصیری ، بهزاد و همای

عکس از مهدی احمدی 

 

بهزاد و بهرام حصیری و همای در کنسرت سن دیه گو 

 

مانند سال گذشته  از «سن دیه گو»  به «تگزاس» رفتیم و ۲  برنامه  در شهرهای  «هیستون» و«دالاس» اجرا کردیم که اونجا هم با حمایت  هوادارن خوبمون روبرو شدیم  و با اینکه در دالاس  هوا  بارانی بود باز  بسیار به ما خوش گذشت.

از «دالاس»  برای  نخستین بار  به  ایالت «فلوریدا» رفتیم و با اینکه  ایرانیهای بسیار کمی‌ در اونجا زندگی‌  میکردن در شهرهای  «میامی» و «اورلاندو»  کنسرتهای بسیار خوبی‌  اجرا  کردیم و با  گشت و  گذار در کنار  ساحل میامی روزهای  خوبی‌ رو پشت سر گذشتیم .

برای بار  دوم به «آتلانتا»  رفتیم و صبح روز کنسرت به هتل رسیدیم و بدون استراحت  به سالن رفتیم صدابرداری رو آغاز کردیم، کنسرت مانند  سال گذشته  به خوبی‌  برگزار شد  ولی‌  سخت  این بود  که  باید  بامداد  روز  پس از کنسرت  به واشنگتن دی سی‌  می‌رفتیم  و همان شب اونجا برنامه اجرا میکردیم ، در سالن بزرگ  استراتمور ، اونجا  هرسال  ۲۰۰۰ نفر  به دیدن  کنسرت ما  میان  و باید  بسیار  پر انرژی  به روی  صحنه  می‌رفتیم  ولی‌  چه  کنیم  که  بسیار  خسته  بودیم  چون راه  دراز و پرواز‌ها بسیارخسته کننده بود ، ولی‌  با دیدن دوستان خوب و  قدیمی‌ مانند «فرید بزرگمهر» هنرمند و بازیگر قدیمی‌ و توانمند نمایش ، «ایرج یوسفی»  قهرمان سالهای دور ژیمیناستیک در ایران  که همیشه  از ما  پذیرایی  می‌کنه  «استاد  عبد الله موحد»  قهرمان ۱۳ مدال طلای کشتی‌ برای ایران مگه میشد بدون انرژی بریم رو صحنه؟!  ما اون شب یکی‌ از بهترین اجرهامونو  داشتیم که  آهنگ  «بسامه موچو» رو از کنسرت اون شب  به روی  فیسبوک گذاشتند.

 

مستان و همای در واشینگتن

 

 

همای

 

 

همای و مستان در واشینگتن

 

همای و مستان در کنسرت واشینگتن

 

در یکی‌ از شب های  پس از اون کنسرت دوستان دوره هم گرد آمدیم  و با شنیدن صدای ساز «استاد شهریارصالح» ، لذتی بردیم.... تکرار  ناشدنی.

از «دی سی»‌ به «نیویورک» شهر آسمانخراشها  رفتیم اونجا هم از شهر‌هایی هست  که  وقتی‌  هر ساله  میریم  دلمون نمیخواد  بر گردیم. دوستان خوبم  «محمود و آتیه  تسکین دوست» و پسرهای  مهربانش  «مهیار  و کامی»‌ آنقدر خوب ازما پذیرای می‌کنن  و در اجرای کنسرتها یاریمون میدن که همراهیشون برای  ما جای  ستایش داره.

امسال در  نیو یورک کنسرت بزرگی‌ رو  پشت سر گذاشتیم که  برای  آیندهٔ ما  بسیار مهم  بود کنسرت در سالن بزرگ  و معروفی‌  بنام «اوری فریشر»  درلینکلن سنتربرگزار میشد که آرزوی  هر هنرمندی  اجرا در اون سالن هست .

 بسیار شادم که کنسرت با حمایت بسیار خوب  هم میهنان و بسیاری از امریکایها روبرو شد ، به ویژه آهنگای انگلیسی‌ و اسپانیایی ای که اجرا  میکردیم بسیاربرای اونها  جالب و شنیدنی بود  چرا که ما با سازوموسیقی ایرانی زبان دیگری رو بکار  میبردیم که اونها  میفهمیدن.

از اونجا به« شیکاگو» رفتیم و آخرین کنسرت  آمریکا رو با کمک  «مهرداد اعرابی» دوست قدیمیمون به پایان رسوندیم .

 پیش از اینکه از شیکاگو به «تورنتو» سفر کنیم مانند سال گذشته دکتر«ابطحی» به همهٔ ما  واکسن  ضدّ سرماخوردگی زد تا راهی تورنتو بشیم ، ما تو تورنتو  هم یه خونه  داریم  که به هیچ وجه حاضر  نیستیم  اونجا رو با هیچ  هتل ۷ ستاره ای عوض کنیم  و اون هم خونه  اقای «محمد کمالی» هست که همهٔ ما  عاشقش  هستیم، البته فراموش نشه  که ایشون هم شمالی هستن و غذاهای شمالی خانومش بی نظیرن !

کنسرت  تورونتو در سالن ۲۵۰۰ نفرهٔ  «روی تامسون»  برای من رنگ  دیگری داشت چون  پس از ۳ سال همسر مهربانم برای دیدن کنسرت من به تورنتو آمده بود ، بیشتر از نیمی از سه سال گذشته رو من در سفر بودم و او به تنهائی سرگرم بزرگ کردن شهریار و مهریار کوچک بود و باردوری از من رو به دوش کشیده بود و گاه آن رسیده بود تا بتونم گوشه‌ای از مهر بی‌ پایانش رو پاس بدارم، اون شب یکی‌ از بهترین کنسرتها  رو در کنار یارانم اجرا کردیم  و من با هدیه کردن کنسرت اون شب به همسرم در برابر هوادارنم آهنگی رو که برای  همسرم ساخته بودم اجرا کردم  به یاد روزها‌یی که بار سختیها رو  با هم بر دوش میکشیدیم  تا من به امروز  برسم  و از دوستانم اجازه خواستم تا خودم تنها  با نواختن پیانو، آهنگ رو براش  بخونم که بخشی از سروده رو براتون  مینویسم :

 

هنوزم من همان شبگرد شب های  خیابانم

هنوزم بیقراری عاشق و سردر گریبانم

هنوزم آن همای خسته زیربرف و بارانم

بده  دستان گرمت را به دستانم

که از لبخند چشمان تو لبریزست چشمانم

اگر  امروز  جایی در میان عاشقان دارم

اگر امروز پروازی در میان آسمان دارم

اگر آوازه ای خوش در میان مردمان دارم

از آن شادم که از تو مهربان دارم

خوشا برمن 

خوشا برمن که عشقی‌ جاودان دارم ....

 

همسرم پس از۶ روز  ماندن در تورنتو دوباره کنار شهریار و مهریار بازگشت و من هم همراه گروه  به  «مونترال» سفر کردیم و اونجا هم در یکی‌ از بهترین سالن‌های اون شهر  بنام «پلاس دزارت» به اجرای برنامه پرداختیم و چه افتخار بزرگی‌ که  برنامهٔ اونشب رو به استاد بی‌ همتای خوشنویسی «یدالله کابلی»  هدیه کردیم که اونشب به دیدن برنامهٔ ما آمده بودن ، همان شب و روز دیگر در کنار  استاد ،  یکی‌ از خاطره انگیزترین روزها  برای ما بود .  

 

 

عکس از مرجان 

 

 عکس از مرجان

 

همای و مستان در مونترال

 

 

  عکس از فرشاد سرابچی

 

 

مستان و استاد کابلی 

عکس از فرشاد سرابچی 

 

همای و مستان در دیدار با استاد یدالله کابلی

 

به  «ونکوور»  زیباترین شهر دنیا رفتیم تا در معروفترین سالن اون شهر« ارپیم » کنسرت یکی‌ مانده به  پایان رو اجرا کنیم ، تا امروز هیچ شهری به زیبایی ونکوور و هیچ سالن به زیبای ارپیم ندیده بودم، از اونجایی که سالهای گذشته با شتاب به این شهر می امدیم و با شتاب به شهر دیگه می‌رفتیم  پی‌ به زیبای این شهر نبرده بودیم ، کنسرت مانند سالهای گذشته با حمایت زیاد هوادران  روبه رو بود  ولی‌ اجرای برنامه برای ما کمی‌ سخت تر؛ چون محمود نوذری نوازندهٔ سنتور ما به دلیل مرگ ناگهانی پدر همسرش به ایران بازگشته  بود و جای خالیش در گروه  برای ما بسیار حس میشد ... کنسرت رو به خوبی‌ پشت سر گذاشتیم و پس از کنسرت برای  چند روز به شهر زیبای «ویکتوریا» سفر کردیم تا کمی‌ استراحت کنیم و منو «علیرضا» وآقای «بازاری» و دوست خوبم «رزی» و «یاسر حسابی»‌ به بازی بیلیارد و پینگ پنگ پرداختیم وبسیار خوش گذشت . 

 

 

 

 

 عکس از مسعود هراتی

 

 عکس از مسعود هراتی

 

 عکس از مسعود هراتی

 

 عکس از علی کرمانشاهی

 

 عکس از مسعود هراتی

 

 عکس از مسعود هراتی

 

 عکس از مسعود هراتی

 

همای ومستان در ونکوور

عکس از مسعود هراتی

 

عکس از مسعود هراتی 

 

عکس از پیمان

 

عکس از پیمان

 

عکس از مسعود هراتی 

 

مستان و همای در سانفراسیسکو

عکس از پیمان 

 

عکس از مسعود هراتی

 

عکس از مسعود هراتی

 

عکس از مسعود هراتی

 

 

همای و مستان در ونکوور 

 

برای نخستین بار به شهر «کلگری» سفر کردیم که اونجا هم یکی‌ از زیباترین جاهای دیدنی‌ در دنیا هست   «افشین» این شهر رو در پایان سفر به کنسرتها افزوده بود و هیچ کس باور نمیکرد که اونهمه ایرانی به کنسرت موسیقی‌ ایرانی بیاد  ولی‌  شب  کنسرت موج تماشاگران رو به همراه داشت و ما آخرین کنسرت رو به بهترین حال پشت سر گذاشتیم، چون برای نخستین بار به اونجا رفته بودیم بسیاری از آهنگهای سالهای گذشته رو  اجرا کردیم و خودمون هم مروری بر خاطرات کردیم . روی صحنه اشک ریختیم و با اجرای آهنگ  سرزمین بیکران تور رو به پایان رسوندیم .

 

عکس از علی کرمانشاهی 

 

عکس از علی کرمانشاهی

 

عکس از علی کرمانشاهی 

 

عکس از مرجان

 

همای و مستان در کلگری

 

 

همهٔ بچه‌های گروه به ایران بر میگردن ولی‌ من و علیرضا به اروپا میریم تا در کشور «بلژیک» دیداری با آقای «والتر پروست»  رهبر ارکستر  سمفونیک  داشته باشیم برای هماهنگی تور ۲۰۱۱ در اروپا و پس از اونجا به میهنمان ایران باز خواهیم گشت .

 

 

 عکس از پیمان

 

 

                                                                                              پرواز همای  

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 20:54  توسط صمصامی  | 

گزارش تصویری از تور آمریکای 2010 همای و مستان تا کنون...

 

دوستان خوبم این هم یک گزارش تصویری از کنسرت های کالیفرنیا از تور آمریکای 2010 مستان

 

 

 

پرواز همای

 

مستان

 

مستان

 

اسفندیار شاهمیر

 

آزاد میرزاپور

 

سینا جهان آبادی

 

محمود نوذری

 

علی پژوهشگر

 

پاشا هنجنی

 

علیرضا مهدی زاده

 

سحاب تربتی

 

پرواز همای و اسفندیار شاهمیر

 

مستان

 

مستان

 

.........................

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 22:19  توسط صمصامی  | 

گزارش کنسرت آغازین در والت دیزتی کنسرت هال-آگوست 2010

 

سومین باری بود که در سالن باشکوه والت دیزنی کنسرت می دادیم و با توجه به 2 کنسرت خوبی که سال های گذشته داده بودیم ، همه در انتظار یک برنامه بودند که انتظاراتشان را برآورده کند .

 ما پس از بازگشت از اروپا ، تمریناتمان را آغاز کرده بودیم و بسیار کار سختی در پیش داشتیم. من ناگزیر بودم زودتر از گروه به آمریکا سفر کنم ، چون برای تبلیغات به بودن من نیاز بود. 8 روز مانده به کنسرت بچه ها هم رسیدند ، اما ناگفته نماند که به دلیل دیر حرکت کردن پرواز امارات از ایران ، پرواز دوبی به نیویورک را از دست داده بودند و مجبور شدند 20 ساعت دوبی بمانند و این روی پرواز های دیگه هم اثر گذاشته و خسته و کوفته رسیدند سن دیه گو ؛ ولی ما تمرین هایمان را خوب پشت سر گذاشتیم و برای کنسرت در لس آنجلس آماده شدیم.

روز کنسرت به سالن رفتیم و صدابرداری را آغاز کردیم ، اگرچه در 2 سال گذشته با صدابرداری در آن سالن مشکل داشتیم چون آن سالن برای ارکستر بزرگ طراحی شده ولی کج دار و مریز با آنها تا می کردیم ولی امسال هرچه تلاش کردیم نتوانستیم صدای خوبی بگیریم و به سختی کنسرت را آغاز کردیم ، با نداشتن صدای خوب به سختی میشود کار را به خوبی اجرا کرد...

برخلاف سال های گذشته ، به دلیل روزهای بد اقتصادی در آمریکا سالن حدود 600 نفر خالی داشت ولی باز هم اجرای برنامه برای 1700 نفر با صدابرداری بد کار بسیار سختی بود.

کنسرت را با آهنگ « ای شاه » در مایه ی دشتی که از ساخته های خودم هست   آغاز کردیم و پس از آن با هم نوازی تار آزاد و نی پاشا « سربازان » را نواختیم . سربازان کاریست حماسی و بسیار زیبا ، سروده ی محمد سلمانی که آزاد و پاشا در فضایی نزدیک به آن سروده ی زیبا نواختند و من هم خواندم. اما هنوز نتوانسته بودیم فضای سالن را در دست بگیریم چون کسی نمی فهمید ما چه می خوانیم و پس از آن پاشا نشست پشت پیانو و اسفندیار با نواختن طبل خبر از آغاز آهنگ « بزن بر طبل بی عاری » دادند.

 

 

گروه مستان 2010

 

 

بزن بر طبل بی عاری 

بزن بر طبل بی عاری

که یاران خفته در خوابند و

 گم گشته ست بیداری

نه در میخانه ها مستی

نه بر جا مانده هشیاری

بزن بر طبل بی عاری

هزاران دشنه جای تیشه

 در دستان فرهاد است

برو شیرین برو شیرین

که در اینجا ندارد عشق بازاری ...

 

و از اینجا بود که توانستیم با فریاد های بزن بر طبل بی عاری و کوبیدن بی امان اسفندیار بر طبلی بزرگ نبض سالن را در دست بگیریم.

این آهنگ در دشتی سل یا گام سل مینور اجرا شد که پیانو به سازهای ایرانی اضافه شده بود و رنگ بسیار خوبی به کار ما داد.

پس از آن هم سروده ی « روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست » را با هم نوازی علی پژوهشگر و سینا جهان آبادی اجرا کردیم که اعتراف می کنم آن جوری که می خواستم هنوز نتوانستم این سروده ی زیبای ناصر خسرو را اجرا کنم . آهنگ از « ماست که بر ماست » سروده و آهنگ من با تنظیم زیبای پاشا فضای سالن را به خوبی در دست ما انداخت و کم کم به خواسته ی خودمان نزدیک شدیم .

آواز « من سپیدم » با هم نوازی زیبای علیرضا و محمود به خوبی اجرا شد و در پایان بخش اول آهنگ « تا کی می توانی » را اجرا کردیم که به ما هم خیلی انرژی داد و آمدیم که برای 20 دقیقه سالن را برای استراحت ترک کنیم که ناگهان حادثه ی جالبی رخ داد که انتطارش را نداشتیم ...

شهردار شهر بورلی هیلز در لس آنجلس آقای« جیمی دلشاد » که از افتخارات ایران در آمریکاست به همراه برگزارکنندگان به روی صحنه آمد ند و یک بیانیه و تقدیرنامه از سوی شهرداری به گروه مستان و همای هدیه کرد که 2 ماه پیش به استاد شجریان هم هدیه داده بودند.

 

 

همای و مستان 2010

 

 

لوح

 

لوح هدیه شده از سوی آقای جیمی دلشاد -شهردار بورلی هیلز

 

خوب بر خلاف ایران دریافت چنین هدیه ای از سوی شهرداری ها در آمریکا بسیار مهم است و ما خوشحالیم که در اینجا از هنر گروه مستان قدردانی می شود و ما با امید بیشتر برای شناساندن هنر و فرهنگ ایران ، راهمان را ادامه خواهیم داد.

 

پس از 20 دقیقه استراحت به روی صحنه آمدیم با سخنی کوتاه درباره ی پروژه ی حیات وحش ، آهنگی برای حمایت از حیات وحش به زبان پارسی و انگلیسی اجرا کردیم.

می خواهم انسانی دیگر گونه باشم  ( I want to be transformed )

می خواهم از درختان ایستادگی بیاموزم

می خواهم چنان مورچه ای باشم پرتلاش

بی آنکه هراس داشته باشم از باران ...

 

و پس از آن آهنگ « بسامه موچو » و « می بده از لبت » را اجرا کردیم که برای خیلی ها بسیار جالب بود که ما این آهنگ زیبای اسپانیایی را به هر دو زبان پارسی و اسپانیایی اجرا کردیم.

آهنگ « چاوه ری » کردی که از ساخته های آزاد بود ، ما را به موسیقی ایرانی و زبان پارسی برگرداند ولی خیلی ها فریاد می زدند « این چه جهانیست »! ، « ملاقات با دوزخیان »! و دوست داشتند آهنگ های قدیمی اجرا شود و من هم از بچه ها خواستم تا آهنگ « می بده »  را اجرا کنیم و پس از آن هم آهنگ « مست مستم » ، که دیگر خیلی ها انگار مست مست شده بودند... من خودم هم عاشق این آهنگ هستم ...

 

بارها من گفته بودم

ترک جام و می کنم

گفته بودم ترک می

اما نگفتم کی کنم

توبه هایم را شکستم

توبه هایم را شکستم

مست مستم

مست مستم

مست مست ...

 

همای2010

 

 

دو نوازی علی و سینا ما را به آهنگ « خدا را می شناسم » رساند که قرار بود آهنگ پایانی باشد و با شور و حال عجیبی این آهنگ را اجرا کردیم و آمدیم برای خداحافظی و شاد بودیم که در پایان توانسته بودیم رو سپید باشیم و وقت هم نداشتیم ؛ از صحنه بیرون رفتیم ولی مجبور شدیم که برگردیم چون همه دوست داشتند تا یک آهنگ دیگر بنوازیم .

ما هم آهنگ « سرزمین بی کران » را به یاد همه ی هم میهنانمان در ایران اجرا کردیم ، به امید آنکه بتوانیم همین آهنگ  را در ایران اجرا کنیم.

این بود گزارشی از کنسرت آغازین ما در لس آنجلس . به امید کنسرت در ایران .

بدرود.

                                                                                                           پرواز همای   

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 11:7  توسط صمصامی  | 

تور آمریکا و کانادای 2010 همای و گروه مستان

 

از ۱۵ آگوست ۲۰۱۰ تور کنسرت مستان در آمریکا آغاز می شود و مانند سالهای پیش ، کنسرت آغازین مستان در سالن باشکوه والت دیزنی به نمایش در خواهد آمد.

«سربازان» نام کنسرت امسال مستان در تور آمریکا و کاناداست که در این کنسرت سروده هایی از ناصر خسرو ، همای و محمد سلمانی اجرا خواهد شد.

قرار بود در سال ۲۰۱۰ در همین تاریخ و در همین سالن اپرای عشق ، انسان ، عقل به روی صحنه بیاید ولی به گفته ی همای چون هنوز نوشتن این اپرا  را به پایان نبرده است ، تصمیم دارد تا کمی دیرتر این برنامه را به روی صحنه ببرد . او قرار است همراه با خانم  دریا دادور  و سلی این اپرا را در یک سالن اپرا به نمایش بگذارد و سالن والت دیزنی را برای این کار مناسب نمی داند . در سال گذشته نیز به اصرار شهرداد روحانی موسی و شبان را در والت دیزنی اجرا کرده بود وگرنه خود او تصمیم داشت تا موسی و شبان را نیز در یک سالن اپرا به نمایش بگذارد . در برنامه های امسال گروه مستان تازه ترین ساخته های همای با نام های زیر به روی صحنه خواهند رفت :

 

- بزن بر طبل بی عاری

- از ماست که بر ماست

- می نوش

- مکن با مردمان بازی

- خمارم

- من سپیدم

- سربازان

 - روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست  سروده ی ناصر خسرو

- آهنگ کردی

.

.

.

 

پوستر تور آمریکا و کانادای گروه مستان با نام سربازان

 

پوستر گروه مستان در تور آمریکا و کانادا

 

 

همه ی آهنگ هایی که در این برنامه اجرا خواهند شد ، نو و تازه خواهند بود .همای در کنسرت های امسال خود چند آهنگ دیگر نیز به زبان های اسپانیایی و انگلیسی نیز می خواند تا بتواند شنوندگان خارجی را نیز به سالن های کنسرت ها بیاورد و به شنیدن موسیقی ملی تشویق کند.

 

 

سربازان که نام بخش یکم کنسرت گروه مستان است از یک داستان زیبا و پیام های انسان دوستانه برخوردار است که همه از شنیدن آن به هیجان خواهند آمد.

در بخش دوم نیز نمایی تازه از گروه مستان به روی صحنه خواهید دید که در آن نوازندگان گروه مستان در کنار سازهای خود به نواختن سازهای دیگر چون پیانو ، رباب ، کاخن ، سه تار ، دیوان ، ویولن و چند ساز دیگر خواهند پرداخت.

همای معتقد است از آنجایی که اعضای گروه مستان هر کدام در کنار سازهای خود با سازهای دیگری هم آشنا هستند و می نوازند ، فرصت خوبیست تا از توانایی های آنها در سازهای دیگر استفاده ی بجا شود.

در کنسرت امسال هر کدام از آنها به جز ساز اصلی خود سازهای دیگری هم می نوازند مانند پاشا هنجنی ، آزاد میرزاپور و سینا جهان آبادی که هر3 بسیار خوب پیانو می نوازند ، هر کدام امسال در یک آهنگ به نواختن پیانو خواهند پرداخت.

در همان آهنگ بسامه موچو که پاشا هنجنی  پیانوی آن را می نوازد ، علی پژوهشگر نیزبه نواختن رباب افغانی می پردازد که بسیار ساز خوش آهنگیست .

آزاد میرزاپور به جز تار که ساز اصلی اوست ، دستی به زلف سه تار نیز خواهد انداخت و گیسوان دیوان را نیز شانه خواهد کرد.

اسفندیار شاهمیر و سحاب تربتی چندین ساز کوبه ای ِ نو را در کنسرت امسال به نمایش خواهند گذاشت که همنوازی زیبایی را از آنها خواهیم دید.

همه ی اعضای گروه مستان در کنار همای  برآنند  تا همراه با آهنگ بسامه موچو و آهنگ دیگری که به انگلیسی خوانده میشود و کارهایی از این رو راه تازه ای را برای آشنایی دیگر فرهنگ ها با موسیقی ایرانی باز کنند.

 

 

 بخش یکم ازاین برنامه ی سراسر تازگی ، با آهنگ ای شاه آغاز میشود این آهنگ در مایه ی دشتی و از ساخته های همای است. پس از آن ساز و آواز ِ قطعه ی سربازان که همکاری بداهه ی همای و تار آزاد میرزاپور و پرهیجان ترین بخش این برنامه است اجرا می گردد . آوازی بسیار پرهیجان با سروده ای از محمد سلمانی در فضایی بسیار زیبا. این قطعه در اروپا به شکل آزمایشی اجرا شد و اثر و بازخورد آن درمیان مردم دیده شد ... بینظیر بود ، مردم خود همراهی می کردند.

 قطعه ی سربازان ، با زخمه های تارآزاد میرزاپور در مایه ی دشتی آغاز می گردد و با رنگ آمیزی عجیبی فضای دشتی را دگرگون می سازد . او با دست های توانای خود همه را برای ادامه ی یک اجرای خوب آماده می سازد. در این آهنگ پاشا هنجنی و آزاد میرزاپور بسیاراستادانه فضای درون سروده را به نمایش درمی آورند تا همای بتواند بسیار بجا آنان را همراهی کند و دیگر اعضای  گروه هم هرجا که نیاز باشد آنان را با نوایی زیبا همراهی می کنند.

 پس از آن قطعه ی بزن بر طبل بی عاری اجرا می گردد ، در این قطعه از پیانو هم استفاده می شود که پاشا هنجنی با اجرای خوبش به زیبایی کار خواهد افزود.

و پس از آن سروده ای از ناصر خسرو به نام روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست در نوا وبخش هایی از دشتی اجرا خواهد شد که علی پژوهشگر با بربت و سینا جهان آبادی با کمانچه ی خود همای را همراهی خواهند نمود.

پس از آن آهنگ از ماست که بر ماست که از ساخته های تازه ی همای است به ترنم در خواهد آمد :

 

بار گنهت گردن بیگانه مینداز

اینگونه به بیرحمی چنگیز مپرداز

خاموش خاموش خاموش

بنشین و لب از ظلم مکن باز

این جور که ازدشنه ی این سلسله برپاست  

از ماست که بر ماست ....

 

و پس از آن با دو آواز دیگر از تازه ترین سروده های همای با نام های من سپیدم و از وجدان دور در مایه ی اصفهان با هم نوازی سنتور محمود نوذری و قیچک علیرضا مهدی زاده کار ادامه خواهد یافت ؛ سپس با آهنگ تا کی می توانی بخش یکم پایان می یابد.

 

عمری من شنیدم پندت

اما بشنو پندی از جوانی

در عالم ز خودکامان نمی ماند نشانی

مردم نام کوروش را به نیکی می برند

هرگز اینچنین در خاطر مردم نمانی ...

 

 

گروه مستان و همای

 

گروه مستان

 

 

 دربخش دوم برنامه آهنگ انگلیسی  می خواهم انسانی دیگرگونه باشم  ساخته و سروده ی همای و  آهنگ  بسامه موچو از قدیمی ترین آهنگ های اسپانیایی ، اجرا خواهند شد .

 

در این باره از همای پرسیدم که آیا این قطعات هم در دستگاههای موسیقی ایرانی دوباره ساخته خواهند شد یا به اجرای همان کارها با سازهای ایرانی خواهند پرداخت ؟ و اگر بناست که دوباره آهنگ سازی شوند ، اندکی در باره ی چگونگی آن توضیح بدهد و او گفت که :

 

" همه ی نواهایی که در گوشه و کنار دنیا نواخته میشود ، هرکدام در گام هایی ساخته شده اند که ویژه ی همان فرهنگ و کشور است ، ولی بسیاری از این نواها به موسیقی ما بسیار نزدیک است و شباهت زیادی دارد ؛ مانند همین آهنگ بسامه موچو که در گام مینور ساخته شده ، بسیار به گام اصفهان ما نزدیک است . ما همان آهنگ را با تنظیم ایرانی به روی صحنه خواهیم برد . من این آهنگ را که بسیاری از خواننده های دنیا مانند الویس پریسلی ، خولیو، دومینگو و بوچلی خوانده اند ، بسیار دوست دارم و مردم هم در بسیاری از فرهنگ ها و زبان ها با آن آشنا هستند . من تصمیم گرفتم تا این آهنگ را هم به اسپانیایی و هم پارسی  بخوانم ، بنابراین آن را به پارسی سرودم و از آقای پژوهشگر خواستم تا این کار را به شکلی تنظیم کند تا هم فضای اصلی آن ماندگار باشد و هم رنگ ایرانی داشته باشد و برای این کار به سازهای دیگری هم نیاز داشتیم که خوب بچه های دیگر گروه آنها را خواهند نواخت ، سازهایی مانند پیانو و کاخن. "

   

پس از آهنگ بسامه موچو ، آهنگ می خواهم انسانی دیگرگونه باشم اجرا می شود که چکامه ی آن را همای به فارسی سروده و به انگلیسی ترجمه شده است . این کار با آهنگسازی همای و تنظیم سینا جهان آبادی به روی صحنه خواهد رفت . پس از آن یک آهنگ کردی نیز که از ساخته های آزاد میرزاپوراست به شکل هم خوانی همای و میرزاپور اجرا میگردد. این قطعه که درتور اروپا نیزاجرا شد ، بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت . پس از آن کار تا پایان بخش دوم ادامه خواهد یافت .

 

این اجرای زیبا و بینظیر بناست تا به همین شکل و با همین ساختار در تمام تور آمریکا و تا پایان تور کانادا اجرا گردد .برای اطلاع دقیق از برنامه های این تورها می توانید به سایت همای و مستان سر بزنید.

 

و اما...

برآن شدم تا پس از گزارش کامل این کنسرت ها که برای هواداران بیرون از ایران و بیشتر برای ساکنان آمریکا و کانادا قابل بهره گیریست ، جویای آن شوم که این اجرا و آهنگ ها و حتی کارهای گذشته ی همای و گروه مستان  بناست تا چگونه به دست دوستداران ساکن ایران برسد و پاسخی قطعی برای صدها پرسشی که همه روزه دراین باره به دستمان میرسد ، بیابم ... این بود که از جناب همای خواستم تا در وقتی فراخ و به شکلی ویژه دراین باره برایمان بگوید.

 

پرواز همای

 

پرواز همای

 

ص - خوب جناب همای درباره ی این برایمان بگویید که ایرانیان ساکن ایران بناست چگونه از کارهای جدید و قدیم شما بهره ببرند ؟ هنوز پس از گذشت یک سال اپرت موسی و شبان و مرغ سحر ناله سر مکن به دست ما نرسیده است . بسیاری حتی درباره ی تهیه ی کارهای قدیمی تر گروه مستان می پرسند ، نمی خواهند آنها را به صورت تقلبی و نادرستی دانلود کنند و می پرسند که چگونه می توانند اصل آنها را تهیه نمایند ؟ .... صبر بر بسیاری پایان یافته و منتظر پاسخ روشنی هستند ، هر آنچه هست با ما بگویید....

 

همای - من خود نیز ازاین بابت بسیار نگران هستم و از اینکه هنوز بسیاری از برنامه های گذشته ی ما به دست هواداران نرسیده است ، شرمسارم ! اگرچه همه از کارهای ما باخبر هستند ولی هنوز کارها به دستشان نرسیده است . این نوید را می دهم که 3 کار گذشته ی ما با نام های این چه جهانیست ، سرزمین بیکران و ملاقات با دوزخیان بناست تا تابستان امسال از سوی حوزه ی هنری گیلان وارد بازار گردد و کنسرت های دیگر مانند کنسرت آمریکای 2008 و موسی و شبان و مرغ سحر ناله سر مکن نیز آماده برای پخش می باشند ولی در انتظار آن هستیم تا از راه قانونی و با مجوز وارد بازار گردند و در تلاش هستیم تا در همین ماه ها بتوانیم رضایت کارشناسان ارشاد را به دست آورده تا هم DVD  وCD  ها وارد بازار گردند وهم بتوانیم به اجرای زنده ی کنسرت بپردازیم.

 

 ص - یعنی امسال می توانیم به اجرای برنامه ی زنده ی شما در ایران امیدوار باشیم ؟؟؟

 

همای - تمام تلاشمان بر آنست که بتوانیم و بسیار خوش بین هستیم و از آنجایی که به تازگی خبرهای تازه ای شنیده ایم ، هنوز منتظریم تا این  زمینه فراهم گردد تا ما نیز در اولین فرصت هماهنگی ها را انجام دهیم .

 درباره ی کسانی که در بیرون از ایران هستند باید بگویم که هم به راحتی به کنسرت ها می توانند بیایند و هم اینکه 6 کار از ما در بازارCD  و DVD های اروپا و آمریکا و کانادا وجود دارند که به راحتی می توانند به آنها دسترسی پیدا کنند.

 

   

امیدواریم که با این گزارش کامل و گفتگو با جناب همای به بسیاری از پرسشها و بی خبری ها پایان داده باشیم .

با نهایت آرزوی پیروزی و بهروزی برای شما دوستان خوب و مستان و همای عزیز ، بدرود.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 18:42  توسط صمصامی  | 

آرزوهای کودکیم ...

 

" اَمَا اَنَا گیمی مُرغانه ، شوما چی گیدی؟!؟!... "

با شنیدن این جمله همه ی ایرانیان تنها به یاد یک نفر میفتند ، ستاره ی درخشان سینمای ایران ، « سوسن تسلیمی » . بازیگر توانای فیلم « باشو ، غریبه ی کوچک » . فیلم های « مادیان» و « شاید وقتی دیگر» و « مرگ یزدگرد» .

 آن روزها که «باشو غریبه ی کوچک» نمایش داده می شد ، من هم سن و سال همان باشو بودم و عاشق بازیگری و بزرگترین آرزوی من این بود که ای کاش به جای باشو می توانستم آن نقش را بازی کنم . من یک کودک روستایی بودم که با تمام وجودم آن فیلم را می فهمیدم . در مدرسه و جشنواره ی دانش آموزی در مسابقه های تئاتر شرکت می کردم .

آرزو داشتم تنها یک بار سوسن تسلیمی را از نزدیک ببینم .او در فیلم باشو غریبه ی کوچک مانند مادران همه ی ما روستایی ها بود. من او را مانند مادرم دوست داشتم. بارها و بارها از خدایم می خواستم تا روزی او را ببینم . من نه تنها عاشق هنرش بودم ، بلکه چهره ی زیبای گیلانی و روح بلند روستاییش را ستایش می کردم. پس از من کسان زیادی را دیدم که مانند من او را ستایش می کردند.

امروز سال ها از دوران نوجوانیم گذشته و من در برابر چشمان کسی آواز خواندم که آرزوی دیدارش را داشتم . کسی که امروز او هم عاشق هنر من گشته بود .... من به آرزویم رسیدم !!

 

 

سوسن تسلیمی و همای

 

سوسن تسلیمی و همای

 

 

به روزهای نوجوانیم بازگشتم . او را عاشقانه در آغوش گرفتم ، برایش آواز خواندم و نواختم. نمی دانستم کجای دنیا ایستاده ام و در پوست خود نمی گنجیدم.

سوسن تسلیمی را در شبی فراموش نشدنی درشهراستکهلم در سوئد دیدم در حالی که هنوز همان مادر روستایی بود و همانگونه به گیلکی با من سخن می گفت و لبخند بر لبانش بود.

وقتی بچه های گروه مستان او را در کنار خودشان دیدند ، آنقدر شاد شدند که بیانش نمی توان کرد. فهمیدم که همه ی بچه های گروه هم مانند من عاشق این هنرمند بزرگ هستند . یکی شیفته ی بازیش در فیلم شاید وقتی دیگر بود . یکی عاشق فیلم مرگ یزدگرد و همه چون من آرزوی دیدارش را داشتند.

 

 

سوسن تسلیمی ، علیرضا مجلل و گروه مستان

 

سوسن تسلیمی ، علیرضا مجلل و گروه مستان

 

سوسن سال هاست که به کشور سوئد آمده و در صحنه های تئاتر و سینمای اینجا می درخشد. او در اینجا برای خودش دارای آوازه و نامیست که باور نکردنیست.

 

 

سریال کوچک جنگلی را به یاد می آورید؟ میرزا کوچک خان یادتان هست؟

وقتی کمی نمایش را حرفه ای تر دنبال می کردم ، پی به توانایی بازیگری بی نظیر بردم که او نیز از سرزمین گیلان بود و آرزو داشتم که آموزگار بازیگریم باشد . استاد هایم همیشه بازی او را برایمان مثال می زدند - استاد « علیرضا مجلل » . او نیز مانند سوسن تسلیمی اینجا نام و آوازه ای دارد و به نام میهنمان افتخار می آفریند.

من در اینجا میهمان علیرضا مجلل بودم و امروز شیفته ی شخصیتش هم شدم.کسی که سالهاست در اینجا پرچمدار هنر و حامی هنرمندان ایرانیست.

 

 

سوسن تسلیمی ، همای و علیرضا مجلل

 

سوسن تسلیمی ، همای و علیرضا مجلل

 

 

یادم می آید استادم « بهزاد عشقی» آن روزها می گفت هر چیزی را که عاشقانه از خدا بخواهی ، به تو هدیه می کند. به زمانش فکر نکن ! تنها از خدا بخواه . امروز سرخوش از آنم که به آرزوهایم می رسم.

این را برای کسانی می نویسم که آرزوهای بزرگ در سر دارند و سختی های فراوان پیش رو...

روزهایی که حتی کرایه ی رفتن به هنرستان از روستا به شهر را نداشتم ؛ راهم را ادامه می دادم و آرزو می کردم.

روزهایی که برای ادامه ی درسم در ساختمان های شهر و با کارگران کار می کردم ؛ شب و روز به سختی تمرین می کردم و تنها به هدفم می اندیشیدم.

روزهایی که در خیابان های تهران دستفروشی می کردم ، روزهایی که آهنگ ها وسروده هایم را هنگام مسافرکشی با موتور می ساختم...

 و نمی دانستم که قرار است اینگونه مردم عاشق کارهای من باشند . نمی دانستم که روزی فرا می رسد که به هر شهری سفر می کنم هزاران نفر در انتظار دیدن کنسرت هایم باشند ....، اما عاشقانه بار سختی ها را به دوش می کشیدم و آرزو می کردم.... .

 

 

آمریکا-والت دیزنی کنسرت هال

 

آمریکا-والت دیزنی هال

 

استکهلم

 

کنسرت های  همای و مستان در شهرهای مختلف جهان

 

امروز به بسیاری از آرزوهایم رسیده ام ، اما هنوز آرزو می کنم و برای رسیدن به  آنها می جنگم و سختی ها را به جان می خرم.

 

آرزوهایمان خیلی به ما نزدیکند ، اما برای رسیدن به آنها باید تلاش کنیم ... .

 

شاد باشید و بدرود.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 0:18  توسط صمصامی  | 

دیدار با پیر فرزانه ی ادبیات ایران ...

 

آنچه در زیر می خوانید گزارش « پرواز همای » از سفر تور اروپای ۲۰۱۰ تا کنون ، به قلم خود ایشان است :

 

 

 

پرواز همای

 

پرواز همای

 

در همان آغاز سفرمان به اروپا با گروه « دستان » در شهر کالسروهه روبه رو شدیم که همزمان با ما در اروپا کنسرت داشتند  ، ما با هم شام خوردیم و فردای آن شب با رفتن به کنسرتشان ، تور اروپا را با تماشای کنسرت آغاز کردیم و همه ی بچه های گروه مستان برای هم سازهایمان در گروه دستان گل بردیم و شاد بودیم وبا هم عکس یادگاری گرفتیم و قرار شد آنها هم هفته ی دیگر در شهر کلن به کنسرت ما بیایند .

 

 

 

گروه «مستان» و گروه «دستان» در کنار یکدیگر

 

 

کنسرت های ما از شهر هامبورگ آغاز شد ، به آنجا رفتیم وبا دیدن آن همه انسان عاشق که از ما پذیرایی می کردند و حال و هوای ما را داغ و پر هیجان کرده بودند ، پرشورتر شدیم و برایشان نواختیم و خواندیم و ... .

 

 

گروه مستان تور اروپا 2010

 

گروه مستان - تور اروپا ۲۰۱۰

 

 

فردای آن روزهمه ی بچه های گروه به دعوت دختر استاد شجریان ، به خانه ی ایشان رفتیم و آن روز را به شادی گذراندیم و برگشتیم  تا آماده ی کنسرت کلن بشویم.

 

خبر استقبال پیشاپیش مردم از روزهای پیش ، ما را آماده ی یک اجرای پر هیجان کرده بود . قرار بود به جز آقای «متبسم» که که در یکی از شهرهای هلند برنامه داشتند ، همه ی دستانی ها به کنسرت ما بیایند و مهمتر اینکه قرار بود آن شب پیر فرزانه ی ادبیات ایران - استاد « هوشنگ ابتهاج » - هم در کنسرت ما باشند و من می خواستم با خواندن سرود ه ای ازایشان ، کنسرت را به ایشان هدیه کنم ،همان چکامه ی زیبای ِ  

 

" سینه ی من صدف خالی یک تنهاییست

و تو چون مروارید

گردن آویز کسان دگری..."

 

ولی از بد روزگار ایشان در بیمارستان بستری بودند و همسرشان ، بانو آلما ، به تنهایی به کنسرت ما آمدند ولی خوشبختانه همسرشان به من این نوید را دادند که روز دیگر استاد از بیمارستان به منزل خواهند آمد و ما می توانیم به دیدار استاد « هوشنگ ابتهاج » در منزل ایشان برویم .

 

هیجان کنسرت بالا و استقبال پرشورتراز همیشه بود ، ایرانی های شهر کلن که سنگ تمام گذاشتند و دوست خوبم « سالار عقیلی » هم آمده بودند اما خبری از گروه دستان نشد ؛ جز 2 نوازنده ی مهمانشان ، که آن دو نفر هم در میان برنامه رفتند و ترجیح دادند از آب و هوای شهر کلن لذت ببرند ...!! البته ما گمان می کردیم دوره ی این رفتارها در موسیقی ما به پایان رسیده و ... بگذریم .... .

 

حال و هوای من و گروه مستان این روزها بی نظیر است ؛ با  آمدن «اسفندیار شاهمیر» گروه حال دیگری پیدا کرده و بسیار خوب صدا می دهد. اسفندیار یار قدیمی من که در 2 سال گذشته چون در خدمت سربازی بود ، نتوانسته بود با ما باشد و ما مجبور بودیم از یار کمکی در خارج از ایران استفاده کنیم ؛ ولی اکنون که با ماست هیجان تازه ای با خودش آورده و دیگر چیزی کم نداریم.

دو نوازی های اسفندیار شاهمیر و سحاب تربتی شور و هیجان عجیبی در میان مردم دمیده است. آنها شیرین کاری های زیبا و جالبی در کارهای تازه شان دارند که بسیار دیدنیست . خوشحالم که برگشته...!!!

 

 

 پرواز همای و اسفندیار شاهمیر

 

همای و اسفندبار شاهمیر

 

 

سر انجام فردای آن روز ممکن شد که همه ی بچه های گروه مستان به دیدار استاد « هوشنگ ابتهاج » در منزل ایشان برویم  و بخش هایی از کنسرت را برایشان اجرا کردیم و جالب این بود که استاد از بامداد آن روز 2 دی وی دی و سی دی ِ «موسی و شبان» و «مرغ سحر» را دیده بودند و زمینه برای یک گفتگوی هنری و شنیدن انتقادهای سازنده از سوی استاد فراهم بود.

 

 

استاد هوشنگ ابتهاج و پرواز همای

 

استاد هوشنگ ابتهاج و پرواز همای

 

 

  نمی دانید پس از این همه به به و چه چه شنیدن از دیگران ، چه لذتی دارد که پیر فرزانه ی ادبیات ایران مرا نقد می کرد و ایرادها را یکی یکی به من گوشزد می کرد . باور کنید هیچ گاه این همه شاد نبودم !! چون کسی از من نقد می کرد و خوبی ها و بدی های کارمان را گوشزد می کرد که موسیقی و ادبیات ایران را ازین رو به آن رو کرد.

« هوشنگ ابتهاج » کسیست که وقتی که رئیس رادیو شد ، رنگ تازه ای به موسیقی ایران بخشید و با بها دادن به جوان ها ، استادانی چون استاد « شجریان » ، استاد « لطفی » ، استاد «علیزاده » ، استاد « مشکاتیان » ، استاد « هنگامه اخوان » ، مردم ما را با اینگونه موسیقی ها آشنا کرد  و پس از آن این استادان به موسیقی ایران رنگ تازه ای بخشیدند و ما نیز با شنیدن هنر این استادان ، راه خودمان را انتخاب کردیم.

آن روز که ما به دیدار استاد رفتیم در پوست خودمان نمی گنجیدیم . استاد با همه ی کارهای ما آشنا بود و از «تالار وحدت» تا «موسی و شبان» و « عجب آب گل آلودی» را ، مو به مو می شناختند و حسابی ما را راهنمایی می کردند و از همه چیز سخن می گفتند.

از سال های گذشته ی موسیقی در ایران ، از ادیبات حافظ تا استاد شفیعی کدکنی و خاطراتشان... .

 ازکنسرت های استادان بزرگ موسیقی ایران و جهان ، نمونه هایی از بهترین موسیقی های دنیا را همسرشان برایمان  پخش می کردند و استاد نگاه می کردند و راهنمایی می کردند.

 

 

استاد هوشنگ ابتهاج و پرواز همای

 

استاد ابتهاج و  همای

 

 

هنگامی که ازخاطراتش و روزهای پایانیشان با « شهریار» سخن می گفتند ، اشک در چشمان همه ی ما حلقه زده بود.

همه ی بچه های گروه عاشقانه برای استاد ساز زدند و چه زیبا بود این صحنه : استاد پشت هم سیگار روشن می کردند وبا نگاهی پر از نقد و نکته های منفی و مثبت ، گوش می کردند ....

 

 

استاد ابتهاج و گروه مستان

 

استاد ابتهاج و گروه مستان

 

 

نیم روزی را کنار استاد گذراندیم و نهایت استفاده را از بودن در کنار ایشان ، بردیم. قرار بود استاد همان شب دوباره به بیمارستان بروند و بستری شوند.

 نمی دانم آن روز برای من چگونه روزی بود؟!

 یادم می آید بار اولی که ایشان را در ایران دیدم و چند ساعتی که پیششان بودم ، خیلی درباره ی کارهای تازه ای که قرار بود اجرا کنم ، با هم سخن گفته بودیم . درباره ی «مرغ سحرناله سر مکن» ... با وجود اینکه روز اول با نظرم مخالف بودند و می گفتند غم باید در ادبیات ما باشد ، ولی اینبار برق رضایت را در نگاهشان دیدم. استاد اجرای دیزنی هال را با ارکستر سمفونیک دیده بودند.

 

ما شهر کلن را با حال خوش ترک کردیم چون هم مردم شهر کلن و شهرهای دور و بر، بسیار خوب از ما استقبال کردند و هم اینکه استاد « ابتهاج» را دیدیم.

 

  فروش دی وی دی و سی دی های «موسی و شبان» و «مرغ سحر» هم از کنسرت های اروپا آغاز گردید .

 

 

گروه مستان تور اروپا 2010

 

گروه مستان - تور اروپا ۲۰۱۰

 

 

ما هم اکنون در شهر اسلو در کشور نروژ هستیم و روز جمعه 30 آوریل در اسلو و 2 می در شهر کپنهاگ دانمارک برنامه خواهیم داشت.

 

در پایان باید بگویم که ما همه برای استاد ابتهاج آرزوی بهبودی می نماییم و از شما نیز می خواهم برای استاد آرزوی سلامتی نمایید .

 برای شما آرزوی بهترین ها را را دارم ، شاد باشید و بدرود.

 

                                                                                       پرواز همای

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 2:38  توسط صمصامی  | 

پایان تور آمریکا و آغار تور کانادای همای و گروه مستان و برنامه های آینده ی همای ...

 

یکشنبه شب در تاریخ 27 سپتامبر 2009 برابر با 5 ام مهر ماه 1388 تور آمریکای همای و گروه مستان با نام "عجب آب گل آلودی" با موفقیت هرچه تمام تر به پایان رسید . مستان با 12 برنامه ای که در آمریکا اجرا نمودند ، شور و مستی را در میان مردم دمیدند. آغاز این برنامه ها – اپرای موسی وشبان - برگ زرین نوینی بود که نتیجه ی یکی از زیباترین و خاطره انگیز ترین همکاری های هنرمندان دو نسل و دو سبک موسیقی شرق و غرب بود ، برای جلایی دیگر بخشیدن به نگین هنر ایران زمین و چه باشکوه درخشیدند و در تاریخ موسیقی این مرز و بوم جاودانه خواهند ماند . 

 

 آنچه در تور آمریکا گذشت به روایت تصویر ...

 

 

 

 

 

آنچه در تمرین های مستان در پشت صحنه گذشت ...

 

 

 

 

 

مستان بر روی صحنه ...

 

 

 

 

 

استقبال گرم مردم از مستان...

 

پس از با خبر شدن از پرواز  ناگهانی "استاد مشکاتیان" ، همای و مستان در شب دهم این اجراها در تاریخ 25 سپتامبر در سالن استراتمور شهر واشنگتن در برابر 1800 نفر از شرکت کنندگان این برنامه ، کنسرت خود را به روح بلند استاد " پرویز مشکاتیان " تقدیم نمودند و بدین وسیله با هنرمندان و هنر دوستان همدردی نمودند.

در این برنامه ابتدا چکامه ای که پرواز همای در سوگ استاد مشکاتیان سروده بود و پیش از این در سوگ نامه استاد مشکاتیان برایتان آورده بودم را اجرا نمودند  و پس از آن قطعه ی " لحظه ی دیدار"- یکی از کارهای استاد مشکاتیان- را  با چکامه ای از اخوان ثالث ، اجرا نمودند.

همای و مستان بسیار تمایل داشتند تا قطعه ی "جام جهان دوش..." را اجرا نمایند ولی به دلیل نزدیک بودن اجرا و نداشتن زمان کافی برای تمرین ، موفق به اجرای آن نشدند.

 

بخش هایی از اجرای همای و مستان را به یاد استاد مشکاتیان می توانید در اینجا ببینید.

 

مستان در فاصله ی زمانی 10 روزه ای که تا آغاز تور کانادا در اختیار دارند به ضبط چندین کار در آمریکا خواهند پرداخت.

همای پس از اجرای موفقیت آمیز اپرای "موسی و شبان" هم اکنون در حال نوشتن دو اپرای جدید و کارهای نو و خلاقانه ای است و اندیشه ی برنامه ی بزرگی برای اروپا و آمریکا در سال بعد را در سر می پروراند.

 

تور کانادای گروه مستان و همای از تاریخ 9 اکتبر در ونکوور کانادا آغاز می گردد ، پس از آن در 11 اکتبر در تورنتو و 16 اکتبر در مونترال برنامه خواهند داشت. پس از آن همای به ایران برخواهد گشت ودر این باره گفته است :"به ایران برمی گردم و اگر زمینه ی اجرای موسیقی در حال و هوای ایران فراهم باشد ، تمام تلاشم را برای اجرای برنامه در ایران خواهم نمود."

 

پس از آن همای از آنجاییکه اندیشه ی اجرای برنامه با هنرمندان بزرگ و بنامی را در آمریکا در سر دارد ، برای فراهم نمودن شرایط این همکاری ها و همچنین آماده نمودن شرایط تحصیلش در آمریکا ، دوباره به این کشور سفر خواهد نمود.

به امید پیشرفت و درخشش بیش از پیش این هنرمند جوان و مردمی ایران زمین!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 21:51  توسط صمصامی  | 

همای و مستان در سان فراسیسکو

 

دوستان پی گیر تور "عجب آب گل آلودی " مستان و همای ، تصاویر زیر مربوط به کنسرت سان فراسیسکوست که در تاریخ  22 آگوست اجرا شده و به تازگی به دستمان رسیده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاد باشید و بدرود .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 20:43  توسط صمصامی  | 

ادامه ی تور گروه مستان در آمریکا ...

 

کنسرت های گروه مستان در شهرهای سن فراسیسکو و سیاتل و سن دیه گو به بهترین شکل برگزار شد و در سن دیه گو به دلیل استقبال زیاد ، مستان دو شب به اجرای برنامه پرداختند که تصاویر زیر مربوط به شب های 29 و 30 آگوست در سن دیه گو می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاد باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 21:46  توسط صمصامی  | 

غوغای پرواز همای و شهرداد روحانی در والت دیزنی کنسرت هال ...

 

اپرت موسی و شبان همراه با تازه ترین ساخته های همای روز 16 آگست در والت دیزنی کنسرت هال اجرا شد.

 

 

 

این اپرت به وسیله ی پرواز همای نوشته و ساخته شده بود که با ارنجمان و رهبری شهرداد روحانی برای اولین بار در شهر لس آنجلس به روی صحنه رفت و آنگونه اجرا شد که از آغاز تا پایان اپرا ، مردم در بهت و شگفتی فرو رفته بودند.

داستانی را که همه ی ایرانیان از کودکی در کتاب مولانا به یاد داشتند ، همای به گونه ای سروده بود که گویا چوپان کوه های تالش با خدایش سخن می گفت.

در آغاز برنامه صدای نی چوپانی که به وسیله ی پاشا هنجنی نواخته می شد همراه با صدای زنگوله ی گوسپندان ، نمایی از کوه های گیلان بود.

پس از آن ارکستر سمفونیک به رهبری شهرداد روحانی بخش نخست را آغاز کرده و با سخنان راوی در بخش دوم زخمه های تار آزاد میرزاپور در بیات ترک نمایشگر دشتی بود سرسبز و بهار گونه.

آغاز بخش سوم ورود همای همراه با لباس چوپانان کوه های تالش همراه با سردادن آواز " ای خدایا کجایی تا شوم من چاکرت   چارقت دوزم زنم شانه سرت " تالار والت دیزنی سرشار از فریادهای تماشاگران بود که گوییا هیچ گاه موسیقی را بدین گونه نیافته بودند که بخشی از فرهنگ ایران را با زبان امروزبدین گونه می دیدند و می شنیدند.

 

 

سلی خواننده ی بلند آوازه ی اپرای سال های گذشته به قدری زیبا در لباس موسی نقش می آفرید که گویا تماشاگران او را به پیامبری باور داشتند.

 

 

 

در این اپرا همای تنها از 4 خط  سروده های مولانا استفاده کرده و بقیه ی سناریو را از نو سروده بود و به صورت نمایش اپرا نوشته و اجرا کردند.

در هنگام اجرای این اپرا مردم گاه گاهی با شادی های چوپان شاد گشته و با ناله ها و اندوه های چوپان اشک می ریختند و گاه گاهی  غرق سکوت بودند و در اندیشه ی گفته های چوپان خدا را جستجو می کردند.با پریشانی های موسی پریشان می شدند و با سخنان راوی در فکر فرو می رفتند.

بخش هایی از سروده های همای در بخش پایانی که چوپان در جواب موسی خواند را می آورم :

 

خدا از هرچه پنداری جدا باشد

خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد

نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد

که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

هراس از وی ندارم من

هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من

خدایا بیم از آن دارم

مبادا رهگذاری را بیازارم

نه جنگی با کسی دارم نه کس با من

بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟

نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان

نه از کفر و نه از ایمان

نه از دوزخ نه از حرمان

نه از فردا نه از مردن

نه از پیمانه می خوردن

خدا را می شناسم از شما بهتر

شما را از خدا بهتر

خدا را می شناسم من

 

پس از پایان این آهنگ هفت ضربی که پایان بخش اپرای موسی و شبان بود با فریادهای تماشاگران گویا انفجاری در تالار رخ داد که به گفته ی کارکنان دیزنی ، تالار تا کنون از آغاز کار تا امروز چنین هیجانی را به خود ندیده بود .

پس از این برنامه ساخته هایی از شهرداد روحانی که در بخش هایی خود  هم پیانو می نواخت و هم رهبری می کرد فضا را به سمتی دیگر برد و مردم تماشاگر هنرنمایی شهرداد روحانی بودند.

 

 

و در 50 دقیقه ی پایانی برنامه ، همه در انتظار تازه ترین ساخته های همای بودند که پس از ورود گروه مستان در میان غوغای مردم ، همای در کنار شهرداد روحانی با رخساری دیگرگونه همراه با پوششی دیگر در برابر چشمان مردم قرارگرفت که گوییا در راه های تازه تری از موسیقی گام نهاده بود.

 

 

 

 

 

 

 

آهنگ های "مه پاره" ، " مرغ سحر ناله سر مکن " ، "راست بگو" ، " می بده " و " سرزمین بی کران " همراه با ارکستر سمفونیک به رهبری شهرداد روحانی رنگی زیبا و جاودان به خود گرفته بود که این بخش از برنامه خود نیز با شور و هیاهو و ابراز احساسات همراه بود .

در پایان آهنگ " سرزمین بی کران " غرور سرشار از ایران را در قلب ها و چشمان مردم به همراه داشت.

 شاد باشید.

  

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 9:9  توسط صمصامی  | 

جدول برنامه های گروه مستان در تور آمریکا - آگوست و سپتامبر 2009

 

این هم جدول برنامه های مستان و همای در تور آمریکا برای تمامی آنانی که پی جوی این اطلاعات بودند.

 

Info

Address

Venue

Date

 

1-800-306-4957

Los Angeles

Walt Disney concert hall

Sunday

16 Agu 2009

1

510-888-2376

San Francisco

Palace of fine art

Saturday

22 Agu 2009

2

208-897-7787

Seattle

Benaroya hall

Sunday

23 Agu 2009

3

619-688-0688

San Diego

Museum of contemporary art

Saturday

29 Aug 2009

4

713-213-4500

Houston

Stafford center

Friday

4 Sept 2009

5

972-233-0505

Dallas

Garland art center

Saturday

5 sept 2009

6

212-671-4050

New York City

Lincoln center(Alice tully hall)

Saturday

19 sept 2009

7

301-792-6638

Washington DC

 

Strathmore music center

Friday

25 sept 2009

8

312-437-4726

Chicago

Northeastern university

Saturday

26 sept 2009

9

678-357-3572

Atlanta

Gwinnet Center

Sunday

27 sept 2009

10

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 17:53  توسط صمصامی  | 

گزارش تور اروپای گروه مستان و آغاز تور آمریکای گروه مستان

 

تور اروپای مستان در روز 19 جولای در شهر هامبورگ آلمان پایان یافت و گروه مستان در روز پایانی برنامه های خود میان استقبال بی نظیر مردم قرار گرفتند که در میان این عزیزان ، هنرمندان قدیمی سینمای ایران آقایان جلال پیشواییان و نوذر آزادی نیز حضور داشتند.

گروه مستان برنامه های خود را از شهر لندن آغاز کرد و اجراهای خود را در شهرهای کلن ، وین ، فرانکفورت ، برلین و اشتوتکارت ادامه دادند و به دلیل درخواست مردم ، در شهر کلن برای بار دوم به اجرای برنامه پرداختند و این برنامه ها را در شهر هامبورگ به پایان رساندند.

گروه مستان در این تور بنا بود برنامه هایی در شهر های پاریس ، استکهلم ، گوتنبرگ و مالمو نیز داشته باشند که به دلیل مناسب نبودن شرایط از سوی برنامه گذاران از اجرای برنامه در آن شهرها پرهیز کردند.

گروه مستان در این تور در کنار کارهای قدیمی همای ، کارهای تازه ای نیز اجرا کردند که به گفته ی بینندگان این کنسرت ها در هر برنامه غوغایی از سوی مردم برپا می شد و مردم هم نوا با آواز همای و زخمه های نوازندگان ، سرشار از  مهر ، سرزمین بی کران را فریاد می زدند.

همای در کنار آهنگ ها و چامه ها و چکامه های خود چکامه های تازه ای از خانم ساناز رئوف ، پروفسور امین ،  فاضل نظری ، سائل لواسانی ، رجای همدانی و شمس خلخالی را نیز اجرا کرد.

در سفر دوباره ی مستان به کلن ، گروه بخش یکم از کارهای تازه ای را که برای اجرا در تور آمریکا تمرین می کرد را در کلن اجرا کرد که از تازه ترین ساخته های همای بود .آهنگ های : می بده ، مرغ سحر ناله سر مکن ، خانه به دوش و عجب آب گل آلودی در کنار آهنگ ای صنم که تنها در کاخ نیاوران اجرا شده بود این بار در کلن اجرا شد.

تور اروپای مستان با فراز و نشیب فراوان به پایان رسید  که بیماری سخت همای ، بدترین ، نگران کننده ترین و آزار دهنده ترین آنها بود. همای در سخت ترین شرایط جسمی به روی صحنه رفت و شور و مستی را در میان مردم دمید ؛ درحالیکه آرزوی بهبودی هزاران دوستدارش از هر کنار و گوشه ی این کره ی خاکی می رسید.  همای با این امید و دلگرمی و به عشق مردم باز به صحنه رفت و سلامت خویش را بازیافت . روزگار سختی بر همه رفت .... اما با پایان یافتن تور اروپا به بهترین شکل ، سختی ها به شادمانی ها گرایید و امید و انتظار است در همگان ، برای هرچه بیشتر و بهتر درخشیدن این هنرمند جوان ایران زمین ، در روزهایی که از پی خواهند آمد.

 

 

 

  

تصاویری از گزوه مستان در اروپا

 

 

 

 

 

 

تصاویر روز پایانی از تور اروپای گروه مستان

 

مستان پس از تور اروپا به آمریکا سفر خواهند کرد و در روز 16 آگوست در والت دیزنی همراه با ارکستر سمفونیک به رهبری شهرداد روحانی به روی صحنه خواهند رفت . در این اپرا  ، همای داستان موسی و شبان مولانا را از نخست سروده و به زبان نمایشنامه درآورده و در کنار سلی خواننده ی قدیمی ایران در صحنه بازی خواهند کرد و آواز خواهند خواند . نقش راوی را در این برنامه خانم هما سرشار خواهند خواند. می توانید برای دیدن بخشی از این سروده ی جدید همای به نوشته ی " از همای چه خبر...؟"  در چامه ها و چکامه ها سری بزنید.

در بخش دوم این کنسرت ، آهنگ های میهنی و عاشقانه ی همای با تنظیم شهرداد روحانی اجرا خواهند شد و شاهد نوآوری های تازه ای از سوی همای و مستان و شهرداد روحانی خواهیم بود.

 

 

پوستر کنسرت گروه مستان و ارکستر سمفونیک به رهبری شهرداد روحانی

 

پس از این کنسرت تور مستان در آمریکا آغاز خواهد شد که همای نام این برنامه را "عجب آب گل آلودی" نهاده است که همه ی آهنگ های این کنسرت از تازه ترین ساخته های همای خواهند بود با نام های : عجب آب گل آلودی ، بزن بر طبل بی عاری ، مرغ سحر ناله سر مکن و خانه به دوش . در بخش دوم آهنگ های عاشقانه ی همای با نام های می بده ، دلبر ای دلبر ، مه پاره و کارهای دیگری که پس از اجرا خواهیم شنید اجرا خواهند شد.

 

 

پوستر تور آمریکای گروه مستان و همای با نام "عجب آب گل آلودی" 

 

با سپاس از تمام خوانندگان این وبلاگ که با وجود کاستی ها و دیر کردهایی که در خبر رسانی ها و پاسخ به پرسش های شما به دلیل سختی و کندی برقراری ارتباط در میان در گیری های زیاد مستان در سفرهای بسیارشان بود و باقیست ؛  همچنان پشتیبان و خواننده ی  وبلاگ  باقی ماندید و هستید   ؛ به امید بهروزی و شادکامی برای شما.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 17:36  توسط صمصامی  | 

باز هم خبرهای تاره...

 

پس از برگزاری برنامه در شهر "اشتوتگارت" مستان برای اجرای برنامه به پاریس سفر کردند اما برنامه ی  پاریس گروه مستان برگزار نشد و بهتر دیدم دلیل آن را از زبان شخص همای بشنوید :

ما یک شب قبل از اجرای برنامه به شهر پاریش سفر کردیم تا خودمان را برای اجرای برنامه آماده کنیم . ساعت 12 شب به پاریس رسیدیم و به دعوت برنامه گذار به یک رستوران در خیابان شانزه لیزه رفتیم (عکس آن را در زیر آورده ام) پیش از شام از برنامه گذار درباره ی برنامه پرسیدیم و ایشان همه چیز را خوب بیان کرد و گفت که برنامه در همین مکان ، در زیرزمین همین ساختمان اجرا می شود . با وجود اینکه از روز اول سالنی به نام espace reuilly  را معرفی کرده بود و ما هم از ابتدا پافشاری داشتیم که یک سالن مناسب برای موسیقی کلاسیک یا ایرانی برای ما هماهنگ کند اما من در آنجا با سالنی رو به رو شدم که مربوط به موسیقی رقص و شادی های شبانه بود و ... یعنی گویا برنامه گذار ما را با برخی گروه های موسیقی عربی اشتباه گرفته بود و به همین دلیل همه ی گروه مستان آنجا را ترک کردیم و بعد از چند ساعت گردش در شهر پاریس ، ساعت 2 شب شهر پاریس را ترک کردیم و به دلیل نامناسب بودن سالن برای اجرای موسیقی ایرانی ، از اجرای برنامه در آن سالن پرهیز کردیم.

به امید بازگشت دوباره به شهر پاریس و اجرای برنامه در یک سالن مناسب ، از همه ی کسانی که برای این برنامه بلیط خریداری کرده بودند پوزش می خواهم و امیدوارم که اشتباه برنامه گذار را به حساب گروه مستان نگذارند. شاد باشید. بدرود.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 21:18  توسط صمصامی  | 

آخرین خبرها از مستان در تور اروپا

با درود فراوان خدمت دوستان خوب نخست باید بگویم :

همای و گروه مستان در گذشت استاد " شهریار فریوسفی " را به خانواده ی ایشان و جامعه ی موسیقی تسلیت می گویند.

همای در این باره گفت : در بیشتر نوارهایی که ما در سال های گذشته از صدای استادان بزرگ می شنیدیم ، با همراهی تار استاد شهریار فریوسفی بوده و این چنین استادانی همیشه در پس پرده تلاش کردند و کمتر کسی چهره ی آنان را دید ؛ یادش گرامی .

 

سپس خبرهای جدید:

 با تشکر فراوان از پی جویی های شما دوستان از پیشرفت بهبودی جناب همای و اجرای برنامه های مختلف ؛ لینک زیر بخشی از کنسرت وین در youtube است که با دوربین یکی از تماشاچیان عزیز گرفته شده است ؛ در این اجرا جناب همای در اوج بیماری به سر می برد اما برنامه با شور و حال بی نظیر اجرا شده است. امیدوارم که بتوانید ببینید و از حال و هوای اجراها با خبر شوید .

 

بخش هایی از کنسرت وین را در اینجا ببینید.

 

 از سلامت جناب همای هم باید بگوییم ایشان بهبود یافته اند وخودشان گفتند دیگر جای نگرانی نیست ! ( این را برای آن دوستانی گفتم که خیالشان با حرف ما راحت نمی شد!!! ) .

 

برنامه ی مستان در شهر برلین در 13 تیر ماه و در شهر فرانکفورت در 14 تیر ماه هم به بهترین شکل اجرا شد و در زیر چند تصویر از کنسرت برلین را که در تالار RBB رادیو و تلویزیون برلین برگزار شد می بینید.

 

مستان در تور اروپا

 

مستان در تور اروپا

 

پرواز همای در کنسرت برلین

تصاویر کنسرت مستان در تالار RBB شهر برلین

شاد باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 21:5  توسط صمصامی  | 

همای : بی گمان شنبه به صحنه می روم...!

 

طی تماس با جناب همای برای اطلاع از وضع جسمانی ایشان ، همای روند بهبودی خویش را  خوب اعلام کرد و خاطر نشان کرد که با توجه به این روند بهبودی حتما در کنسرت روز شنبه ی شهر فرانکفورت آلمان به صحنه خواهد رفت و از اظهار لطف و نگرانی دوستداران مستان و مردم ایران بینهایت سپاسگزاری کرد و برای تمامی آنان آرزوی سلامتی و شادی نمود.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 0:18  توسط صمصامی  | 

آرزوی بهبودی ...

با خبر شدیم که در طول  3 کنسرت برگزار شده از تور اروپای 2009 ِ مستان که به بهترین شکل و با شور و حال بسیار برگزار شد ، جناب همای بسیار بیمار بودند و در حال بیماری و با تحمل درد فراوان و تنها با عشق به مردم به روی صحنه می رفتند که متاسفانه بلافاصله بعد از برنامه ی سوم و وخیم تر شدن حالشان ، ایشان بستری شدند و هم اکنون زیر نظر پزشکان متخصص در حال مداوا هستند.

با آزمایشات انجام شده بر روی ایشان مشخص شده است که ایشان در اثر خونریزی داخلی که بر اثراتفاقاتی که پیش از سفرش به اروپا در ایران برایش رخ داده........؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! دچار عفونت ریه و آسیب دیدگی در کلیه ها شده است و هم اکنون در بستر بیماری در حال مداوا هستند....... .

از همین جا از همه ی مردم ایران و دوستداران ایشان و مستان می خواهیم که برایش آرزوی بهبودی و سلامتی دوباره نمایند تا بتواند در برنامه ی روز شنبه ی خود و برنامه های آینده اش به عشق مردم ایران باز به روی صحنه برود... !

 

 

پرواز همای

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 1:59  توسط صمصامی  | 

خبر از مستان در تور اروپا - جون و جولای 2009

با رساندن درود فراوان همای و گروه مستان بر شما دوستان عزیز و مردم ایران باید به اطلاع شما برسانم که برنامه های تور اروپایی مستان به خوبی وبه بهترین شکل و با استقبال بسیار عالی در 31 خرداد ماه ازشهر لندن آغاز شد و در 6 تیر در کلن و - با اندکی تغییر- در 7 خرداد در وین برگزار گردید  و طبق برنامه ادامه خواهد یافت . مردم از هفته ها پیش همه ی بلیط های کنسرت را خریده بودند و در حال اجرا شور و حال عجیبی چه در میان مستان بر روی صحنه و چه در میان مردم به پا بوده که به زودی گزارش تصویری  آن را در همین وبلاگ خواهیم گذاشت. همای پس از سفر به اروپا کار جدیدی را با نام " لالایی مردم ایران برای شهیدان" به برنامه ی خود افزود و او متن این چامه را به تمام مردم ایران تقدیم کرده است:

 

لالایی مردم ایران برای شهیدان

 

من آن بیچاره خاشاکم برادر

که جان افشان این خاکم برادر

اگر با خون من می گردد آباد

فدای میهن پاکم برادر

بریزد خونم ار باکی ندارم

که من همچون تو بی باکم برادر

بخواب آهسته ای یار شهیدم

که من همچون تو غمناکم برادر

لالالالا لالالالا لالایی

که من همچون تو غمناکم برادر

خراب و پیرهن چاکم برادر

 

پرواز همای

 

امیدوارم که فیلم اجرای این چکامه را بتوانیم به زودی در نت بگذاریم. از تمامی دوستانی که بی صبرانه در انتظار گزارش تصویری کنسرت ها هستند  و پی جوی آن بینهایت سپاسگزاریم و اطمینان می دهیم که به محض آماده شدن تصاویر آنها را ارائه کنیم.  

 

در ضمن باید یادآور شویم که برنامه ی مستان در کشور سوئد تغییر کرده است و به زمان دیگری موکول شده که از طریق همین وبلاگ اطلاعات جدید را درباره ی زمان آن در اختیارتان خواهیم گذاشت.

همین طور درباره ی ساخت مستند گروه مستان توسط آقای احمدی ،  که تعداد زیادی از شما دوستان از آن پرسیده بودید باید بگوییم آقای مهدی احمدی یکی از کارگردان های جوان و موفق ایران هستند که برنامه ی مستان در کاخ نیاوران را کارگردانی کرده بودند و هم اکنون همراه گروه مستان به اروپا سفر کرده اند و فیلم مستندی از برنامه ها و پشت صحنه ها و اتفاقات سفر خواهند ساخت که پس از آماده شدن دردسترس مردم قرار خواهد گرفت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 14:50  توسط صمصامی  | 

کنسرت گروه مستان در تورنتو

با خبر شدیم که کنسرت گروه مستان در تورنتو با استقبال بی نظیر ایرانیان روبرو شد

به طوری که سالن 2600 نفری روی تامسون هال مملو از جمعت بود.

این کنسرت تقدیم شد به استاد فرهاد وارسته بنیان گذار کاراته در ایران که تنها بازمانده ی

ده استاد بزرگ دان 10 در جهان بوده و در حال حاضر در تورنتو زندگی می کند.



همای در کنسرت های کانادا در کنار آهنگ های قبلی آهنگ های جدیدی ساخته و اجرا می کند.

در این کنسرت آهنگ جدیدی به نام مرغ سحر ناله سر مکن اجرا شد.

مرغ سحر ناله سر مکن
دیدگان خسته تر مکن
ما ز آه و ناله خسته ایم
ما غمین و دل شکسته ایم
گوشمان ز ناله کر مکن
ناله سر مکن
نغمه ی شادمانه خوان . . .
که این آهنگ با استقبال بی نظیر روبرو شد و روز نامه های زیادی در باره ی اجرای گروه مستان
مطلب نوشتد.

در صورت علا قه می توانید به وبسایت روزنامه ی سلام تورنتو مراجعه کنید.








 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 21:59  توسط صمصامی  | 

گزارش کنسرت مستان در رشت

 

 

         

 

آوای مستان 7 شب در سرزمین باران های نقره ای پیچید. . .

 

رشت،سبزه میدان،خیابان بیستون،سه راه معلم و ازدحام جمعیت !!

مردمی که در هوای گرم و شرجی گیلان بلیط به دست منتظر باز شدن در حوزه ی هنری هستند.

پس از باز شدن در ، آن ها که از ساعت ها قبل به انتظار ایستاده اند زودتر وارد محوطه می شوند و آن ها که دیر تر آمده اند هنوز در انتظار . . .

 

آلونکی آراسته به گلیم های سنتی و ظروفی سفالین که چهارپایه های چوبی و سازهای هنرمندان در آن قرار گرفته اولین چیزی است که پس از ورود به محوطه نظر را جلب می کند.صحنه با تمام وجود بیان می کند که اینجا گیلان است و تا چند لحظه ی دیگر صدای هنرمند گیلانی در فضا خواهد پیچید.

صندلی ها رفته رفته پر می شود و هوا تاریک.

 

و مستان می آید ، می آید تا پیام جاودانه اش را به گوش مردم برساند،چه آنها که متعلق به این خطه ی سرسبز هستند و چه آن ها که کیلومترها راه پیموده اند تا شاهد اجرای زنده ی این گروه باشند.

همای می خواند از عشق ، از وطن  ، از جهان ، از خدا و در نهایت از راز دل مردم گیلان به زبان خود آن ها . .

 

کوتاه از کنسرت

کنسرت گروه مستان به اساتید محترم آقایان علی اکبر لایق و محمد تقی مرتاض هجری به پاس زحمات بی پایان در عرصه ی گرافیک گیلان و همچنین کمک های جبران ناپذیرشان به پرواز همای در سالهایی نه چندان دورتقدیم شد.

 

متاسفانه در صف طویل پشت درهای حوزه هنری بودند کسانی که به علت تقلبی بودن بلیط هاشان نتوانستند در کنسرت شرکت کنند و خوشبختانه با مراکزی که از فرصت پیش آمده سوء استفاده کرده و به جمعی از هواداران بلیط های تقلبی فروخته بودند برخورد شد.

 

و اما اتفاقی بسیار جالب و نادر در شب چهارم کنسرت : قبل از شروع ترانه های فولکلور گربه ای از بالای دیوار به میان جمعیت رفته و زیر صندلی ها از یک سو به سوی دیگرمی دوید.حضور غیر مترقبه ی این (گربه) در میان جمعیت و همهمه ی مردم همای را به یاد ترانه ای محلی در مورد گربه که مادرش در دوران کودکی برایش می خواند انداخت و همای آن را بداهه خوانی کرد این ترانه چنان شور و اشتیاقی را در مردم ایجاد کرد که گویی شنیدن این ترانه همان قدر غیرمنتظره بوده که حضور آن گربه.تشویق بی پایان مردم نشان داد که این ترانه چنان به دل ها نشسته است که تا سال ها در خاطره ها هم خواهد ماند.

 

در شب پنجم همای از بمانی ، همان بزرگ زنی که همای ترانه ی معروف بمانی،بمانی را در وصفش سروده و خواند در کنسرت حاضر شد و همای عاشقانه تر از همیشه از او سپاسگزاری کرد.همچنین حضور مادر بزرگ همای و همخوانی او با گروه در ترانه ی بمانی چنان رابطه ی احساسی با بینندگان برقرار کرد که اشک در چشمان بسیاری حلقه زد .

 

درآمد کنسرت شب آخر به بیمارن سرطانی استان گیلان اختصاص یافت و جمعی از مردم نوع دوست این سرزمین با خرید بلیط هایی به مبلغ دویست و حتی سیصد هزار تومان در این امر خیر با مستان شریک شدند.

 

 هفت شب سپری شد.شب هایی که صدایی آشنا در آن ها پیچید و برگ ها با آوای دلنشین سازهای مستان زیر نور ماه که آسمان محوطه ی باز حوزه ی هنری را نورباران کرده بود رقصیدند و گاه گاهی چنان سرمست شدند که همچو برگ های پاییزی زیر پای مردم لغزیدند.

همای به زادگاهش آمد،برای مردمش خواند وهرگز از دل این سرزمین و از روح این مردم بیرون نخواهد رفت از آنجا که . . .

تنها صداست که می ماند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 1:6  توسط صمصامی  | 

کنسرت گروه مستان در والت دیزنی

 

همای و گروه مستان در والت دیزنی هال

نوازندگان با اجرای زیبای موسیقی سنتی ایران ، تما شاگران را به حیرت وا داشتند.

 

خوش آمد گویی وجد آمیز تماشاگران به گروه موسیقی سنتی مستان و همای در اولین اجرای خود در سه شنبه شب (5 جولای) در والت دیزنی هال نه فقط به دلیل نو آوری خیره کننده ای از الگو های قدیمی موسیقی ایران، بلکه به دلیل بی پروایی های وجد آمیزی بود که گروه (بخصوص در چکا مه ها یش ) به اجرا گذارد.

گروه هفت نفره ی مستان توسط  پرواز همای  ، جوانی دنبا له رو شیوه ی  چامه سرایی پارسی ، تشکیل شده است.در این شیوه  سرودن چکا مه ،ساخت و تنظیم موسیقی و خواندن آواز همه بر عهده ی یک نفر (همان خواننده) می باشد. گروه  وی دستچینی از نوازندگان زبر دست است .از سازهایی که در کارهای این گروه استفاده شده می توان به تار- نی – کمانچه و سنتور اشاره کرد.

در این اجرا که هم نام آلبوم اخیر گروه (ملا قات با دوزخیان) بود ، همای و همکارانش با الهام گرفتن از شعرهای صوفی ، رومی و حافظ با هدف احیای مجدد روشی قدیمی وایرانی در ساخت نوعی از موسیقی که شنونده را به سطح بالاتری از خودآگاهی می برد، به اجرای قطعات پرداختند.اجرای حدودا سه ساعته ی گروه در والت دیزنی هال با چکامه های قلبی و خالصانه ی همای و سبک جدید موسیقی که ساختاری  نو( در ریتم ها و ملودی ) از شیوه ی کهن در موسیقی (و موسیقی فولکلور) ایران است ،توانست گروه را به خواسته ی خود برساند.

در این کنسرت 18 قطعه اجرا شد که هر نوازنده اجرای قطعات را هم به صورت تکنوازی و هم به صورت گروه نوازی بر عهده داشت.

کنسرت با اجرای قطعه ی من از جهانی دگرم شروع شد.بیشتر قطعه ها در این کنسرت با نواختن تنها یک ساز مانند عود یا تنبک به همراه آواز شروع شده و بعد کل گروه  بنا به نقش هر ساز در چامه ها به همنوازی  می پرداختند.

بسیاری از قطعات اجرا شده توسط گروه طولانی بوده و ضرب آهنگ های غیر قابل پیش بینی داشتند تا جایی که در جاهای متعدد موجب ناکام ماندن تما شا گران برای تشویق (پایان قطعه) شد.با این وجود اجرای گروه بسیار جالب و دلنشین بوده و اغلب چکامه ها به ساده ترین روش بیان می شدند.

شعرهای شاعران برجسته و قابل ستایش ایران زمین همچون پروین اعتصامی و صغیر اصفهانی نیز به وسیله ی همای اجرا شد در حالی که وی گروه را با نواختن کوزه همراهی و رهبری می کرد.

اجرای تاثیر گذار گروه مستان توانست احساسات بسیار خوشایندی را در شنوندگان ایجاد کند.احساساتی که تا مدت ها بعد از ترک سالن کنسرت همچنان پایدار در خاطره ها خواهند ماند...

به نقل از John Payne

Los angeles times

Special to The Times

 

July 5, 2008

ترجمه: دیبا www.mastan-homay.blogfa.com

*کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز می باشد*

 

      

 

      

    

       

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 17:50  توسط صمصامی  |